آخرین قیمت سکه و طلا
دکه روزنامه و نشریات
وضعیت آب و هوای همدان

خبرگزاری علم و فناوری

**

تاریخ : سه شنبه 19 شهريور 1398 ساعت 18:47   |   کد مطلب: 3550
تقصیرها وتحریف ها در نهضت عاشورا
این پژوهش برآن است بانگاهی عمیق به ابعاد مختلف نهضت عاشورا کاستی ها و افزایش های ناروای این حوزه را واکاوی نموده و با گوشزد کردن کوتاهی ها و دگرگونی هایی که در این باره حاصل شده است، آسیب ها را شناسایی وچگونگی ترمیم آن ها را نشان دهد.

 

این راهکار می تواند راه درست عاشورایی شدن و ماندن را به خواننده نشان دهد و او را قادر سازد تا در راه عاشورایی کردن دیگران هم بکوشد.

مقدمه

شناخت پدیده های هستی و کنجکاوی در چرایی وچگونگی این پدیده ها از دیرباز خواسته ی انسان بوده است، این پی گیری و تلاش در دوره ای از عمر بشر به بار نشست و حاصل آن به وجود آمدن انواع علوم شد. علوم انسانی به دلیل قرار داشتن در حوزه های معرفت شناسی از اهمیت و شرافت بالایی برخوردار است. نهضت و قیام امام حسین(ع) به لحاظ جامعیت و اشتمال به ابعاد گوناگونی از علوم انسانی در این حوزه ی پژوهشی مورد مطالعه قرار می گیرد، از سویی تاریخ است، حماسه است، احکام فقهی وحقوقی دارد، با عواطف واحساسات آمیخته است، نمونه ی اعلای عرفان و خداشناسی است، الگوی فصاحت و بلاغت است، بر منطقی عقلانی استوار است، زیباترین جلوه ی ایثار و فداکاری است، ابعادی از جامعه شناسی و انسان شناسی را نشان داده است، فلسفه ی تاریخ است و مهمتر از همه این ها حلقه ی اتصال سرخ نبوت به امامت است، بنابراین شناخت دقیق و درست این حماسه ی جاودانه به هستی بهتر انسان می انجامد و او را به کمال می رساند.

عاشورا پژوهی و آسیب شناسی آن به یک گروه از مسلمانان یا شیعیان اختصاص ندارد، دانستن کم وکیف این انقلاب بزرگ سرنوشت بشر را رقم می زند. لذا لازم است با مطالعه ی جدی در ابعاد مختلف آن افزایش ها و کاستی های ناروای این حرکت بزرگ تاریخی را دریافت و با پیراستن و آراستن آن ها این بستر را برای حرکت بشریت و رساندن او به سعادت آماده ساخت.

برای بررسی تقصیر ها و تحریف هایی که درحادثه ی عظیم عاشورا رخ داده است باید از سه دیدگاه مسأله را واکاوی کرد:

الف- تقصیر ها در ابعاد معرفتی و شناخت عاشورا

ب – آسیب های چگونه عاشورایی شدن و عاشورایی ماندن

ج- راهکارها و رهنمودهای عاشورایی ساختن دیگران

و باید با بررسی تحریف هایی که به شکل لفظی و معنوی و شکلی در این حادثه بوجود آمده است در زدودن غبارها و نمایاندن خورشید انسان ساز حادثه ی کربلا کوشش کرد.

الف- تقصیرها در ابعاد معرفتی وشناخت عاشورا:

۱-کوتاهی ها در زمینه ی ابعاد معرفتی و شناخت جلوه های ظاهری و درونی نهضت عظیم عاشورا

ابتدا باید به تعریف جبهه ی حق و باطل پرداخت و با شناخت اله ها و بت های درونی و بیرونی به نفی و طرد آن ها اقدام کرد تا جلوه ی حق آشکار شده و راه بسوی یکتاپرستی باز شود.

جریان حق و باطل که از آغازین روزهای زندگی بشر با وسوسه های شیطان در زندگی آدم و اختلاف قابیل با هابیل آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است در حقیقت کشمکشی درونی بین قوای نفسانی و فطرت الهی بشر بوده است. نمودهای ظاهری و محرک های این دو کشمکش در وجود انبیاء و شیاطین که یکی الگوی خداپرستی و دیگری مظهر خود پرستی و طغیان است مهر تأییدی بر این مطلب می باشد.

ابو سفیان ها و ابوجهل ها نمودهای بیرونی امارگی نفس و معاویه ها و یزید ها نشانه و الگوی انسان هایی هستند که نفسشان به طغیان رسیده است.

نهضت عاشورا مبارزه ای بود با این طغیان، طغیانی که جلوه ی بیرونی اش یزید، عبیدالله و شمر بود و جلوه ی درونی اش فراموشی حق و منفعت طلبی شامیان و کوفیان.آنان دانش داشتند، به ارزش هایی هم معتقد بودند، اما بینش و دریافت نداشتند، در شناخت حق و باطل مانده بودند:

« سی هزار نفر در کربلا جمع شده بودند برای کشتن پسر پیغمبر و همه آن ها به قصد قربت آمده بودند به حسین بن علی شمشیر زدند برای اینکه به بهشت بروند»(مطهری،حماسه حسینی،ج۱، ص ۳۶۰)

یکی از تقصیر های برخی از مسلمانان و شیعیان نداشتن بینش درست است، حتی گاهی ممکن است،نماز هم بخواند، اعمال دینی هم انجام دهد، در سوگ اهل بیت هم شرکت کند، اما در شناخت حق از باطل درماند، کم نبوده و نیستند افرادی که دربرهه های حساس تاریخ از خط سرخ حسینی فاصله گرفته و نادانسته در اردوی یزیدیان زمان جای گرفته اند. نداشتن موضعی آشکار آن گاه که به ظاهر باطل لباس حق
می پوشد از گردنه های خطرناک این راه است. نمونه اش در تاریخ(شبث بن ربعی) است که ابتدا موذن پیامبر دروغین(سجاح) است، اسلام می آورد، در کشتن عثمان دست دارد اگر چه جزء محافظان اوست،جزء اصحاب علی(ع) می شود، به خوارج می پیوندد، توبه می کند، در صحرای کربلا در مقابل امام حسین(ع) از فرماندهان سپاه عراق است، در ریختن خون امام شرکت دارد ، با مختار همکاری می کند، رئیس پلیس کوفه می شود و در کشتن مختار شرکت دارد و نهایتا در سال ۸۰ هجری به درک واصل می شود.۱

عزادار امام حسین نباید مقهور و مرعوب یزیدیان زمان باشد، عزادار بینش مند است که میمون بازان و شراب خواران و سگ بازان زمان را می شناسد، حتی اگر به ظاهر ادعای اسلام کنند. عبدالله بن حنظله ی غسیل الملائکه که برای دیدن یزید از مدینه به شام رفت تازه فهمید که آنجا چه خبر است، هنگامی که از او درباره ی یزید پرسیدند، گفت:« ما با خلیفه ای روبرو شدیم که علناً شراب می خورد، قمار می کرد، سگ بازی و یوز بازی می کرد، حتی با محارم خود هم زنا می کرد!».

( همان، ج۱،ص۷۴ )

جهالت مردم مهمترین علت حادثه ی عاشوراست، جهالت نه به معنی بی سوادی و نداشتن مدرک تحصیلی، جهالت نداشتن بینش است، عدم تمییز حق و باطل است، نداشتن قوه ی تجزیه و تحلیل است: « یکی از علل یا مهمترین علت شهادت امام حسین(ع) و یا مهمترین علت گرویدن مردم به امویان جهالت بود».

( همان ،ج۳،ص۴۷)

یابه قول شهید راه حق مطهری: تمام فاجعه ی کربلا برای این بود که امام رأی خود را نفروخت.

(همان، ص۷۱)

آیا برائت از مشرکین امروز دنباله ی اعراض ابی عبدالله از مراسم حج در روز هشتم ذی الحجه نیست، آن روز که همه احرام پوشیده بودند تا در مراسم حج شرکت کنند، اما امام به سوی کربلا حرکت کرد، چرا برخی از عزاداران امام حسین(ع)، امروز در برائت شرکت نمی کنند؟

۲- بی توجهی به تاریخ عاشورا و عدم تحلیل آن:

یکی دیگر از کوتاهی های ما عدم مطالعه و شناخت و تحلیل تاریخ عاشورا است، بسنده کردن به جنبه های عاشقانه و احساسی عاشورا گاه موجب غافل ماندن از حقیقت و جوهره ی اصلی نبرد حق و باطل می شود.

آیا اکتفا به کتبی مانند روضة الشهدای ملاحسین واعظ کاشفی که شدیداً مورد شک و ترید و انکار شهید مطهری است می تواند جوابگوی سوالات نسل امروز باشد؟ انگشت شمار بودن آثار تحقیقی و مستند درباره نهضت عاشورا چگونه توجیه پذیر است؟ عدم توانایی و مراجعه نسل جوان به منابعی مانند ارشاد شیخ مفید، اعلام الوری، مناقب ابن شهر آشوب، حلیه الابرار، کشف الغمه و مقاتل صحیح و مستند ، ضرورت نوشتن و تألیف کتاب هایی در این باره را واجب نمی سازد؟

چند کتاب مانند حماسه ی حسینی شهید مطهری و بررسی تاریخ عاشورای مرحوم آیتی داریم!؟

از نوجوانان سخن نمی گوییم که آن ها هیچ منبعی در دست ندارند، حوزه ی علوم ارتباطات را اعم از اینترنت، نرم افزار و .. را نمی گوییم که بسیار ظرفیت تبلیغی دارند اما ما کم استفاده می کنیم. چند درصد جوانان ما از منابر و سخنرانی ها استفاده می کنند با فرض اینکه این مکان ها هم کاملا به نقل صحیح و متقن فلسفه ی عاشورا بپردازند؟

برای بسیاری هنوز شخصیت ظاهری امام حسین (ع) و یارانش، زندگی نامه، سن و سال، سابقه ی زندگی، نقش آنان در نهضت عاشورا، تعداد زن و مرد و کودک حاضر در صحنه، نقش زنان و خانواده در این حادثه، موقعیت جغرافیایی و تاریخی مکان، رخدادهای تاریخی حادثه و ... قابل دسترسی نیست:« در این حادثه مرد نقش دارد، زن نقش نقش دارد، پیر و جوان و کودک نقش دارند، سفید و سیاه دارند، عرب و غیر عرب نقش دارند .... ما در کربلا یک زن شهید داریم... دو زن دیگر داریم که رسما وارد میدان جنگ شده اند ولی اباعبدالله مانع شد وبه آنها امر فرمود که برگردید».

( همان، ج۱، ص ۲۹۴)

در حادثه کربلا نقش زنان باید تبیین شود تا نیمی از جامعه وظیفه ی خود را بهتر بدانند و برخی تصور نکنند مردان باید سینه بزنند و زنان تماشا کنند، نقش خانواده در حادثه ی کربلا باید مشخص شود:« سه نفر هستند که با زن و بچه آمده اند خدمت ابا عبدالله، یکی مسلم بن عوسجه، دیگری عبدالله بن عمر کلبی و یکی دیگر جنادة بن حرث الانصاری... در کربلا ده یا نه طفل غیر بالغ شهید شدند». (همان، صص ۱۱- ۳۰۷ ).

در کربلا فرزند شهید به میدان می رود که پدرش قبل او شهید شده است و این چنین مردانه رجز می خواند:

« امیری حسین و نعم الامیر سرور فؤاد البشیر النذیر» ( همان ، ص ۳۱۰)

اولین به پا کننده ی عزاداری سید الشهدا حضرت زینب کبری است، جستجو کنیم و شیوه عزاداری آن حضرت را پیاده کنیم. شهید مطهری و مرحوم آیتی بخش هایی از سخنرانی های خود را به خانواده و زنان و نقش آنان در تبلیغ دین و گسترش اسلام و فداکاری هایشان در صحرای کربلا و رسالت پیام رسانی نهضت عاشورا اختصاص داده اند.۲

این کوتاهی ها و عدم شناخت صحیح و مستند تاریخ عاشورا موجب می شود در زمان هایی عده ای حادثه ی عاشورا را برای نسل جوان به عنوان یک حادثه ی منقطع تاریخی که زمانی آغاز شده و انجام پذیرفته است وانمود کنند و بفهمانند که این حادثه ربطی به ما ندارد، چنانکه در سال های پیش از این گروهی روشنفکر نما و اهل بازی های سیاسی بحث هایی این چنین را بیان می کردند.

۳- بی توجهی به نقش شهید و شهادت در سیر حرکت تاریخی بشر و کم رنگ کردن این نقش:

غفلت از عمق مسأله ی شهادت و کوتاهی از توجه به نقش شهید در زدودن ظلمت حاصل از سیاهکاری طاغوتیان در هر زمان یکی دیگر از تقصیر هاست. به تصور کوته بینان زندگی به ظاهر شیرین دنیوی بر شهادت در راه خدا برتری دارد، آنها فکر می کنند شهادت نیستی و ذلت است و گاه مصلحت ایجاب می کند که با ستمگر کوتاه آمد تا مدتی دیگر در این دنیا زندگی کرد. عده ای با تکیه بر جنایات یزیدیان و بزرگ نمایی صحنه ی جنایی کربلا یا به قول شهید مطهری توجه به صفحه ی سیاه حادثه و بی توجهی به قهرمانی های حماسه سازان عاشورا و آنان را به عنوان انسان هایی مظلوم، ناتوان، پریشان و بی پناه معرفی کردن که سرنوشتی جز آن نداشتند این در حالی است که عمر سعد خود به شجاعت و شورآفرینی حضرت ابا عبدالله صریحا اعتراف می کند.۳

علی (ع) می فرماید:« فالموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاه فی موتکم قاهرین» زندگی، این است که بمیرید ولی پیروز باشید، مردن آن است که زنده باشید ولی توسری خور» (نهج البلاغه، خطبه ی ۵۱). امام حسین (ع) در راه کربلا، اشعار و رجزهایی خوانده است و گاه خطبه خوانده ، گاه نامه هایی نوشته اند که همه دارای روح حماسی و شجاعت و شهامت است:

« و ان تکن الابدان للموت انشأت فقتل امرء با لسیف فی الله اجمل»

(مطهری، شهید و شهادت ، ص ۸۵)

و اگر این بدن های ما ساخته شده است که آخر کار بمیرد پس چرا در راه خدا با شمشیر قطعه قطعه نشود.۴

شهید منطق دارد، شهید می کوشد با فداکردن جان ، خون تازه ای در کالبد جامعه جاری کند او عاشق است و مصلح ، می خواهد با خون خود جامعه را اصلاح کند. منطق شهید، احیای بافت های فرسوده و مرده ی اجتماع است، رسالت او زنده کردن ارزش هایی است که عده ای می خواهند آن ها را از بین ببرند. و گریه ی برشهید، گریه ای از باب از دست دادن عزیزی و نفله شدن و ذلیل شدن نیست بلکه:«گریه

برشهید شرکت در حماسه ی او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست».

( همان ، ص ۹۱)

۴- عدم شناخت اهداف امام حسین و چشم انداز قیام عاشورا:

یکی دیگر از تقصیرها و تحریف هایی که پیرامون حادثه ی کربلا روی داده است کوتاهی در بیان اهداف و یا تحریف آن هاست، امام حسین(ع) به صراحت وکرات اهداف روشن خویش را بیان فرموده اند:« ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی» (مطهری، حماسه ی حسینی، ج۱، ص ۷۶)

امر به معروف و نهی از منکر به معنای عام کلمه، نه فقط آنچه مربوط به ظاهر است، آن چیزی که اگر نباشد اجتماع اسلامی از هم می پاشد و می گندد.

برخی گمان می کنند با تمسک به ظاهر عزاداری امام حسین(ع) و شرکت در مجالس و پوشیدن لباس مشکی و گریه بر سید الشهدا وظیفه ی خود را انجام داده اند اما این ها بخشی از وظایف است لازم است، اما کافی نیست:« اسمت شیعه باشه و در دیوان عزاداران حسینی ثبت بشود همین کافی است، جزو حذب باش، خیال کردیم العیاذ بالله حسین بن علی یک آدم حذب باز است ... اساسا فلسفه ی شهادت حسین ابن علی این بود که می خواست اسلام را در مرحله ی عمل زنده کند». ( مطهری، حق و باطل و احیای تفکر اسلامی، ص۹۹)

۵- کوتاهی در شناخت منطق عاشورا:

در شناخت منطق عاشورا باید دقت بیشتری شود، عده ای می کوشند عقل را بر عشق و احساسات برتری دهند یا بر عکس. برخی به جنبه های نظری عاشورا توجه بیشتری می کنند و به عمل بی توجهند و برخی عکس این نظر را دارند، اما بدون توجه به افراط و تفریط ها، باید گفت منطق عاشورا، منطق عقل و علم و عشق و عمل است همه ی اینهاست. شاهد مدعا خطبه ها و نامه های امام(ع) در راه کربلا و در روز عاشورا است.۵

علت بیان این گفته آن است ، که صحنه ی عاشورا جلوه ای از فروغ دین اسلام است. و دین اسلام دینی است با همه ی ابعاد زندگی بشر:« این حادثه یک اسلام مجسم است نگذارید این اسلام مجسم فراموش شود».

(همان، ص ۲۹۴)

حسین(ع) یک مکتب است نه یک شخص، گریه ی بر شهید و به ویژه سید و سالار شهیدان آتش جهنم را خاموش می کند اما به شرطی که به ابعاد دیگر حادثه بی توجه نباشیم:« تا کنون با قلب های مردم از راه گریه بر سید الشهدا بازی شده بدون اینکه تحت کنترل عقل بیاید و هدف داشته باشد، تنها هدف داشتن کافی نیست نظم و سازمان هم لازم است.» (همان ، ج۳، صص ۹۴۰۵) مقاتل، مراثی، اشعار، نوحه ها، همه و همه باید بیانگر ابعاد مختلف کربلا باشد احساسات زودگذر و بیان نکات عاطفی برای جذب قلوب آماده لازم است اما مهم عاشورایی شدن و عاشورایی ماندن است.

از جنبه های مهم عاشورا عرفان و عشق و سیر و سلوک عاشقانه ای است که در این نهضت مقدس وجود دارد، آنجا که دیگر پای عقل و استدلال چو بین است و باید تنها به مدد عشق و شور رفت، پس نباید برخی به دنبال معادلات و استدلال های عقل جزئی در این حادثه باشند. عقل جزئی مصلحت اندیش است، اما هیچ مصلحتی بالاتر از مصلحت اسلام و احیای ارزش های اسلامی نیست بنابراین همه ی متعلقات امام حسین (ع) عزیز و شور انگیز است، عاشورای او،اسرای او، قبر مقدس او، تربت پاک او، خون مقدس او و حتی خاک پای عزاداران او که تو تیای چشمان بیمار و شفا دهنده ی قلب ها و دل های خسته است، اینجا محل عشق است و عقل را در آن راهی نیست.

ب- عاشورایی شدن و عاشورایی ماندن

۱- از آسیب ها و تقصیرهایی که در راه عاشورایی شدن و عاشورایی ماندن وجود دارد عدم الگوگیری درست از نهضت عاشورا و قهرمانان بزرگ آن سید الشهدا(ع) و حضرت زینب(س) است.

با فرا رسیدن ماه محرم، شور و هیجانی در بین مسمانان و به ویژه شیعیان و شیفتگان خیمه ی حسینی پدید
می آید. پیدایش این موج احترام و تعظیم شعائر الله به خودی خود نشانگر اطاعت پذیری و محبت نسبت به خاندان عصمت و طهارت است، لباس سیاه بیانگر حزن و اندوه درونی آنان و جوش و خروش عزاداری نماد حماسه و قیام اباعبدالله (ع) است. این توجه به عاشورا باید در همه ی جنبه های زندگی عزادار دیده شود در محیط های کار و خانواده، در داد و ستد، در ارتباط با دیگران، در اطاعت و عبادت، در حرف و عمل، در بهداشت و نظافت، در تحصیل و تدریس. در پند و اخلاق و اندرز، در شناخت دوست و دشمن، در جشن و ماتم، در زندگی فردی و اجتماعی و خلاصه در همه ی شئون زندگی . ما باید کوشش کنیم حسینی باشیم. نمونه های فراوانی در این زمینه ها در تاریخ عاشورا وجود دارد که باید بررسی و مطالعه شود.

۲- راویان و گویندگان و مبلغان و مداحان و نوحه گران

آیا گویندگان و مبلغان و نوحه گران و راویان حدیث کربلا در حسینی کردن خویش کوتاهی نمی کنند؟ هر مصلحی باید خود اول صالح باشد تا بتواند مصلح باشد. امام حسین(ع) اول از خود و خانواده ی خویش حرکت را آغاز کرد تا جایی که برخی ناصحان مشفق به خاطر همراهی خانواده امام با ایشان برآن حضرت خرده می گرفتند. یاران امام (ع) به فرموده خود ایشان بهترین صحابه بودند ، وفادار به آموزه های حسینی و فداکار در راه امام، اما چه می شود وقتی به عزاداری گفته می شود برخی حرکات و استفاده از برخی ابزارها خلاف شرع و خلاف شأن عزاداری امام حسین است می گویند ما در این روزها مقلد هیچ مرجع تقلیدی نیستیم. ۶

یاران امام حسین(ع) تا زنده بودند اجازه ندادند از بنی هاشم کسی به میدان برود آیا ما نسبت به فرزندان صالح ائمه و خلفای آنان چنین هستیم؟ امام (ع) برای میدان رفتن دیگران عذر می آورد اما برای میدان رفتن
علی اکبر که فرزند و نور چشمش بود هیچ عذری نیاورد.۷

آیا مرثیه ها و نوحه های ما با این شعار امام حسین(ع) هم خوانی دارد:

«الموت اولی من رکوب العار و العار اولی من دخول النار»

(همان، ج۲، ص ۲۱۵)

برخی در تبلیغ نهضت عاشورا از چگونگی توجه غیر مسلمانان به عاشورا سخن می گویند یا داستان هایی از زندگی افرادی که بعد از گناهکاری و بی توجهی به خیمه ی حسینی، توبه کرده و جلب شده اند مثال
می زنند . اینها برای جذب افراد و تشویق آنان لازم است اما عاشورایی ماندن مهمتر است:« مکتب امام حسین (ع) مکتب گناهکار سازی نیست». ( همان، ج۳، ص ۷۵). چنانکه گفته شده گناه نکردن بهتر از توبه کردن است، باید مسیر اندرزها به گونه ای باشد که عده ای خیال نکنند بعد از همه ی آلودگی ها و انجام انحرافات با یک یا حسین گفتن می توان مقبول شد. مگر می شود تمامی روزهای سال به مسجد نرفت و شب عاشورا با مسجد آشتی کرد تا سال آینده؟

مگر می شود حرف یزیدیان زمان را در گوش داشت، چشم بر نامحرم و با دست هایت به سینه بزنی؟ مگر
می شود حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کرد و عاشق حسین شد؟ مگر می شود سر مبارک
امام حسین بر نیزه قرآن بخواند اما عزادارش در ماه یک آیه از قرآن نخواند؟

ج – کوتاهی ها در راهکارهای عاشورایی ساختن دیگران

۱- کوتاهی در هزینه های مادی و معنوی

هم زمان با ایام سوگواری سید الشهداء عاشقان آن امام با صرف هزینه های قابل توجه به تشکیل جلسات روضه خوانی ، اطعام و پخش نذورات اقدام می کنند . در شایستگی موقوفات ابا عبدالله (ع) و نذورات و .... حرفی نیست زیرا نشانه ی خلوص نیت و ارادت قلبی ارادتمندان آن حضرت است چه به دست مستحق برسد یا نرسد. اما آیا نمی شود بخشی از این هزینه ها را در راه اشاعه و گسترش فرهنگ عاشورا با ابزار جدید
( اینترنت، وب سایت، نرم افزار) و تقبل هزینه های تألیف کتاب و انجام پایان نامه های دانشجویی با عنوان نهضت عاشورا صرف کرد.. آیا نمی توان بخشی از هزینه ها را به موسسات عاشورا پژوهی اختصاص داد. آیا با هر بسته ی غذایی نمی توان شعاری و پیامی از امام حسین به شکل یک پاره کاغذ و یا جزوه ای بسیار خلاصه ضمیمه کرد و در پایان درخواست نظافت و آلوده نکردن مجامع عمومی را طلب کرد و به نکات بهداشتی که حتی در معرکه ی عاشورا هم امام(ع) به آن عنایت داشت توجه کرد.۸

نکته ی بعدی هزینه های معنوی است آیا نفر ساعتی که در مراسم عزاداری صرف می شود با سودمند بودن گفته ها و حرکاتی که در مجالس می شود مناسبت دارد؟ آیا مراسم طولانی تا پاسی از شب که گاه نماز صبح را قضا می کند و زنجیر زدن ها یا حرکات دیگری که موجب آسیب می شود در شأن عزاداران حسینی است؟

۲- از تقصیر های دیگر تکیه ی بیش از حد بر احساسات است آن هم با کمک گرفتن از جنبه ی عاطفی مخاطب و با بیان نوحه ها و اشعاری که محتوای آن عجز و پریشانی و صغت ونابسامانی کاروان کربلاست:« معمولا ذاکرین سعی دارند شهادت امام حسین را این گونه جلوه دهند که شخصی مظلوم و بی تقصیر و بی جهت کشته و نفله شد و ضایع گشت و هدر رفت».(همان، ج۳، ص ۸۳).

بهتر نیست به شعار زیبا و مکرر امام در روز عاشورا توجه داشت(لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم). آیا
نمی شود موضوع یک جلسه عزاداری را یکی از نامه های حضرت یا خطبه ها و رجز های آن بزرگوار قرارداد و از اشک گرفتن بی مورد خود داری کرد:« اشکی که از راه قصابی کردن از چشم بیرون بیاید اگر یک دریا هم باشد ارزش ندارد» ( همان،ج۱،ص۲۱).

ذاکر امام حسین(ع) باید اخلاص واطلاع داشته باشد، صدای زیبا و خواندن در دستگاه هایی از موسیقی که مناسب مجالس لهو و لعب است مناسب عزادار امام حسین(ع) نیست. از سوی دیگر توجه به کیفیت جلسات مهم است نه کمیت.

۳- از تقصیرهای دیگر در عاشورایی ساختن دیگران عدم استفاده یا حداقل استفاده از زبان گویای هنر برای تبلیغ عاشورا است. از شعر، موسیقی، هنرهای نمایشی، نقاشی، خط، فیلم، سریال، قطعات ادبی، داستان کوتاه و بلند می توان برای بیان این انقلاب عظیم استفاده برد. اگر چه شعر و تعزیه تا کنون ابعادی از نهضت عاشورا را به تصویر کشیده اند اما غالبا تأکید بر جنبه های احساسی و ضعفی عاشورا بوده است تا حماسی و عزتی.

نگاهی بر شعر معروف محتشم کاشانی در دوازده بند موید این مطلب است.

از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

البته کوشش های شاعران پس از انقلاب اسلامی را نباید فراموش کرد. ما تا کنون چند فیلم و سریال در مورد نهضت حسینی ساخته ایم که در شأن این رخ داد عظیم بوده است. چند تابلو نقاشی، چند حماسه، چند رمان و داستان کوتاه برای جوانان و نوجوانان؟.

تحریف های عاشورا

از آنجا که شهید اهل قلم مطهری در آثار ارزشمند خویش به تحریف ها اشاره کرده اند و با تعریف تحریف و دسته بندی آن ها نکاتی را گوشزد کرده و نمونه هایی آورده اند. در این پژوهش کوتاه مجال پرداختن به تحریف ها نیست اما نکته ی قابل توجه اینکه ایشان معتقدند هر چه تحریف شده با کمال تأسف از ناحیه ی دوستان است .۹ و علت این امر را سفارش به زنده نگه داشتن عاشورا می دانند باید متوجه بود که هدف، وسیله را توجیه نمی کند. زنده نگه داشتن عاشورا و عزاداری سنتی اصل است اما از راه صحیح و تلاش حقیقی و نیت خالص .

خوشبختانه با به ثمر رسیدن انقلاب شکوهمند اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی به شکل جدی با تحریف ها مبارزه شده است و با تذکرات مراجع عظام و علمای اعلام و در رأس آنان امام راحل عظیم الشأن و مقام معظم رهبری که ایشان خود از نخبگان حوزه ی امام شناسی هستند به این امر توجه شده و با تربیت بلبلان گلستان حسینی که اخلاص و اطلاع دارند بسیاری از نقیصه ها و تحریف ها ترمیم شده است یا به حداقل رسیده است. علمای آگاه و اهل علم و منبر که بسیاری خود اهل جهاد و شهادت هم بوده و هستند به اطلاع رسانی اشتغال دارند که جای بسی تقدیر است اما تقصیر ها چنانکه یاد شد بجاست و گاه افراط و تفریط در عزاداری ها زمینه ی تحریف و تقصیرها را نیز فراهم می کند. ولا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

پی نوشت:

۱- آیتی، محمد ابراهیم، بررسی تاریخ عاشورا، تهران، کتابخانه صدوق،۱۳۴۷،ص۱۲۱

۲- شهید مطهری در جلد اول حماسه ی حسینی در صفحات ۳۱۹ تا ۳۳۷ و مرحوم آیتی در سخنرانی هشتم از کتاب بررسی تاریخ عاشورا به این مبحث توجه کرده اند اما بعد از این دو بزرگوار کمتر به این موضوع توجه شده است.

۳- امام حسین آخرین کسی بود که وارد صحنه شد، گمان می کردند می توانند با آن شرایط بر امام حسین پیروز شوند اما هرکس جلو آمد، امام حسین(ع) مهلتش نداد، در این حال عمر سعد فریاد زد مادرتان به عزایتان بنشیند. به مبارزه ی کی رفته اید؟ هذا ابن قتال العرب، این پسر کشنده ی عرب است، پسر علی بن ابی طالب است... ( حماسه حسینی، ج۱، ص۸۳)

۴- بنگرید به حماسه ی حسینی، ج ۲، بخش پنجم

۵- ر.ک، مطهری، حماسه حسینی، ج۱،ص ۸۴٫

۶- هنگامی که مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بروجردی به شبیه خوان های قم تذکر می دهند آنها در جواب می گویند مادر تمام سال مقلد شما هستیم جز این سه چهار روز (ر.ک، حماسه ی حسینی، ج۱، ص۲۱۴).

۷- فاستأذن فی القتال اباه فاذن له.

۸- نقل است امام دستور داد به لشکریان حر آب بدهند حتی به اسبان و فرمود به اسبان اندک اندک آب دهند تا سیر شوند و احتمالا به لحاظ گرم بودن بدن در اثر حرارت آسیبی به آنان نرسد. مقایسه کنید با ریخت و پاش ظروف یک بار مصرف و ایجاد آلودگی از طرف عزاداران حسینی در معابر و ذبح حیوانات و ریختن خون آنان در معابر عمومی

۹- ر.ک، حماسه ی حسینی، ج۱، ص ۴۱٫

منابع:

۱- آیتی، ابراهیم، بررسی تاریخ عاشورا، تهران، کتابخانه صدوق،۱۳۴۷

۲- مطهری، مرتضی، حماسه ی حسینی، ۳ مجلد، قم، انتشارات صدرا،۱۳۷۴

۳- مطهری، مرتضی، گفتارهای معنوی،قم، انتشارات صدرا،۱۳۷۴

۴- مطهری، مرتضی، حق و باطل، قم، انتشارات صدرا،۱۳۶۹

۵- مطهری، مرتضی، تکامل اجتماعی انسان، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴

۶- مطهری، مرتضی، سیری در سیره ی ائمه ی اطهار، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۶۷

۷- مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی، قم ، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴

۸- مطهری، مرتضی، عنصر امر به معروف ، تهران، حزب جمهوری اسلامی، ۱۳۶۱

۹- سیری در آثار استاد شهید مطهری،(کتابنامه، توصیفی) تهران، بنیاد فرهنگی امام رضا، ۱۳۶۲

۱۰- نهج البلاغه، فیض الاسلام

برچسب‌ها: 

دیدگاه شما

آخرین عناوین سایت