نمایش 1 - 10 از 17
قسمت دوم: «گفتگو بین سید مجتبی وسید حسین فروتن با اصطلاحات تخریب ادامه داشت که یک اتوبوس پر از نیرو وارد پادگان شهیدمدنی شد،وسید مجتبی معطل نکرد وپرید پشت موتورتریل وبه سید حسین گفت:«برویم برای استقبال.»
03/29/1396 - 11:57
چند نفری که با اوبه زیارت امام رضا علیه السلام رفته بودند،نقل می کردند ذکر وحال او شب وروز اشک وزیارت بود.روز تشیع شهدا در مشهد مثل صاحب عزاها،زیر تابوت شهداء رفته بودا جایی که کارش به بیمارستان وزیر سرم کشیده بود
03/22/1396 - 12:06
قسمت آخر
03/18/1396 - 11:59
ماندن در جبهه بعد ازعملیات حس غم انگیزی داشت،عملیات تمام شده بود.
03/16/1396 - 13:03
قسمت دوم: تاعصرجمعه،چهارروزباقی مانده بود.واو(مصطفی پاک نیا)بازدست به همان کارهای قبلی می زدومن یادمی گرفتم که زندگی درجبهه وتربیت درجنگ، چیزی فراترازشلیک خمپاره وتوپ است.
03/14/1396 - 22:18
قسمت اول: اوآخرین روزهای سربازی رامی گذراندومن«آش خور»بودم.روی دیدگاه شاخ شمیران مثل عقاب می ایستادوهیچ جنبنده ای اززیر ذره بین نگاهش پنهان نمی ماند،سرتاسرخط از چپ تا راست وتاعمق رامثل کف دستش می شناخت.
03/12/1396 - 11:09
مردادماه سال ۱۳۶۲ ، بعدازعملیات والفجر۲ بود . همراه گردان ۱۵۶، به فرماندهی (شهید)محسن امیدی ، در منطقه حاجی عمران و خط پدافندی مستقر بودیم .
03/04/1396 - 23:45
نیمه دوم مرداد ماه ۱۳۶۲، گردان ۱۵۶حر ، به فرماندهی (شهید) محسن امیدی ، در منطقه دربند عراق وارد یک عملیات دشواری شدیم . نیروهای خط شکن، باید یک ارتفاع صعب العبوری را بنام یال اسبی تصرف میکردند.
02/28/1396 - 23:36
شب های تلگرام در این سالها خودش خاطره انگیز شده واز میان حرف وحدیث های گذشته وخاطرات در دوران دفاع مقدس هم برای خودش جالب وخواندنی است.
02/13/1396 - 23:21
در گفت و گوی اختصاصی نافع بخوانید در سالروز گرامیداشت روز معلم به گفت گو با یکی از معلمین مبارز انقلابی در همدان نشسته ایم و گوش به خاطراتش سپردیم تا از این همه استقامت، تلاش و مبارزه این معلم انقلابی درس ایستادن برای آرمانهای اسلام و انقلاب را یاد بگیریم.
02/12/1396 - 11:40

صفحه‌ها

اشتراک در خاطرات