وضعیت آب و هوای همدان

خبرگزاری علم و فناوری

**

تاریخ : شنبه 24 آبان 1399 ساعت 14:29   |   کد مطلب: 40352
متنی که در زیر آمده یادداشت دکتر محمد هادیفر یکی از شاگران معلم انقلابی دهه60 مرحوم" رحیم نداف" است.

رحیم نداف آشنا ترین نام برای دانش آموزان دوران انقلاب در دهه 50 و60 در دبیرستانهای همدان میباشد این معلم انقلاب کلاسهای درس را به مدرسه انقلاب تبدیل کرده بود. افتخارآشنایی بنده با استاد نداف درسال 1356 بود زمانی که درس جبر را درمکتب اختیار او فرامیگرفتیم اولین بار اورا در کلاس درس با بلوزی قرمز رنگ و با کت و شلواری مشکی وکفشی ساده دیدم که همچنان تا سالهای سال با همین ترکیب ظاهری اورا میدیدم. کلاس درس او دو قسمت بود اول مبانی علوم مبارزاتی و روشنگری با استفاده از فرمولهای ریاضی و سپس درس جبر. در تدریس جبر جابرانه برخورد میکرد و درنمره دادن سختگیر بود ولی در درس انقلاب بسیار رحیمانه و کریمانه برخورد مینمود.هیچوقت چهره غمگین و خراشیده  با سرفه های طولانی و صدایی گرفته اش را از یاد نمیبرم وقتی که پس از چند روز زندانی در بازداشتگاه کمیته مشترک ساواک آزاد شده بود و از او تعهد گرفته بودند که دست از روشنگری بردارد ولی او دراولین روز کلاس همان حرفهای همیشگی را با محتوایی عمیقتر بیان میداشت. همان ظلمی که به روا داشته شده بود کافی بود که کلاس درسی را به پایگاه نفرت و کینه انقلابی از ساواک و دستگاه سلطنتی پهلوی تبدیل کند.

او نه تنها روشنفکر انقلابی بود بلکه خودش از ستونهای اصلی انقلاب درهمدان بود. در طلیعه انقلاب بیشتر وقت معلم انقلاب روزهایش به تدریس و روشنگری وشبهایش به تدوین و تنظیم بیانیه های تند روشنگرانه میگذشت. اعتصاب سراسری همهجا را تعطیل کرد دبیرستانها نیز تعطیل شدند ازآن به بعد نداف را دیگر درکلاسهای درس نمیدیدیم بلکه کلاس مبارزه را به خیابانها کشیده بود و بیشتر در حاشیه راهپیمائیهای عظیم مردمی دیده میشد اهل ریا و تظاهر نبود او که خود از محرکین اصلی تظاهرات بود هرگز تظاهر نمیکرد.

قبل از تعطیلی دبیرستان شریعتی (رضاشاه سابق) کانون جوشش جوانان انقلابی بود بهمین خاطر رژیم بمنظور مهار این دبیرستان پایگاهی عملیاتی در دورمیدان عباس آباد ایجاد کرده بود که فقط دبیرستان شریعتی را مهار کند درجلوی چشم نیروهای ساواک تابلوی رضاشاه را پائین کشیدند دقیقا انگارهمین دیروز بود که تکه های چوب نوشته رضا شاه کبیر از سر در دبیرستان بزیر افتاد و با این کار رژیم را در این پایگاه فکری نداف صغیر و حقیر نمودند. موتور محرکه این کانون جوش و خروش کسی نبود جز نداف. ساواک هم این مطلب را بخوبی تشخیص داده بود. انقلاب پیروز شد و مدارس بازگشایی شدند مدیران و دانش آموزان به کلاسهای درس بازگشتند با وجودی که زمینه احرازپستهای حاکمیتی برای معلم انقلاب مهیا بود ولی بصورت عادی او مجددا درس و مشق و استادی را بر همه زخارف دنیوی ترجیح داد و معمولا شبها را در پشت دکه داروخانه امام خمینی (ره) میشد او هرکاری را به دیده غبادت مینگریست تا دیروز رژیم طاغوت بود امروز آرمانهای او وملیونها انسان آزاده جامع عمل بخود پوشیده بود و هر کمکی به مردم را یکنوع عبادت و جز وظایف انقلابی خود میدانست بهمبن خاطر او که برخاسته از متن استضعاف بود وسالها درانتظار چنین روزهایی بود مشتاقانه خدمت گمنامانه در داروخانه کمیته امداد را انتخاب کرد که اوقاتی فراغت خود را درآنجا بگذراند اوقاتی که تا چند ماه پیش صرف نوشتن بیانیه های آتشین بود اینک صرف تسکین آلام مردمش میکرد بنابراین علیرغم همه شایستگیهایی که داشت هرگز حتی پست مدیریتی را احراز نکرد.گویا او هنوز ماموریتش تمام نشده بود آری او درس انقلاب را به پایان رسانده بود اما درس پایداری و استقامت را تازه شروع کرده بود در این مقطع مقابله با جریانات التقاط و الحاد را همانند دوران قبل از انقلاب به بهترین شیوه ادامه دادند برچسب مرتجع به او نمیچسبید چون کمترکسی بود که درمکتب فکری او پرورش نیافته بود بنابراین او مصداق واقعی یک خادم بیمنت بود که به روشنگری و خیرخواهی شهره یافته بود. اگرچه همه فعالین پس ازانقلاب شاگرد مکتب فکری بودند که نداف معلم برجسته آن درهمدان بود اما پس ازانقلاب بعضی شاگردانش مردود و بعضی تجدید و بعضی با نمرات عالی ساکن حرم عارفان و دلسوختگان عزت ابدی پذیرفته شدند بهرحال نداف معلم همه بود معلمی که بعضی شاگردان اورا تا انتها همراهی کردند وبعضی اورا تنها گذاشتند آخرین باری که اورا درنمازجمعه ماه رمضان سال 95 دیدم که بازهم با همان کلمات معروفش ! مشعوفمان نمود و ماهم ازاینکه هنوز مارا با آن کلمات از یاد نبرده مسرور گشتم.

بعدها که شیپورجنگ نواخته شد این جوانمردهای کلاس درس نداف بودند که صفشان را از نامردان جداکردند و عمدتا یکی پس از دیگری راست قامت گردیدند کمترین شاگرد این کلاس حقیر بود که بخاطرجثه کوچک، چهارنفری در یک نیمکت بودیم که الان ننگ سلامت بربنده ماند و سه نفر دیگر در عندربهم ارتزاق میکنند تاجایی که از کلاس دوم ریاضی فیزیک دبیرستان شریعتی سراغ دارم عمدتا شهید یا جانباز راه دفاع از انقلابند ویا معدود بازمانده ها در عرصه های خدمت مشغولند. آری نداف سری شوریده داشت و منشاء شوریدگی بسیاری سرهاگردید سربداری بود که سردارانی را معرفی نمود او گوهرشناسی بود که از درون گنجها گوهرهای نایابی را بیرون میآورد. او بدنبال شاگردان مکتب خود روانه جبهه ها گردید اینبار کلاس درس را به صحنه جبهه کشانده تا شاهد زیور آرائی خود درعزصه های خون و شرف باشد.بعد از جنگ هر ازگاهی که گذرم به زادگاه می افتاد به هوای دیدن معلم انقلاب به مغازه الکتریکی برادرش میرفتم و به او میگفتم از آن واژه های دوران نوجوانی نثارمان کن. به او میگفتیم دعایی کن که با همان واژه معروفش مارا مشعوف مینمود به او میگفتم؛

دعائی گرنمیگویی به دشنامی عزیزم کن//که گر تلخ است شیرین است ازآن لب هرچه فرمایی.

آری نداف شناسنامه جوانان انقلابی دبیرستانهای همدان بود او ترجمان همه رهبران انقلابی خصوصا اندیشه های ناب امام خمینی(ره) بود او شریعت انقلاب را از دبیرستان شریعتی ترسیم نمود وسپس علویان سربداران را با عقاید ابن سینایی به جامعه انقلابی تحویل داد. مدتها بود که باخود میگفتم کاش مکنتی بود که درحیات استاد اورا نکوداشتی نیکو مینمودند اما میدانستم که این مستور هرگزتاب بیرونی ندارد و معلم خاموش خوش گفتار زیر بار شهره بازاری نمیرود. نداف را میتوان در زمره هنرمندان بی نظیرتاریخ همدان دانست آری هنر او معماری افکار معرفت و بیداری بود. تحقیقا عمده دانش آموزان دهه چهل و پنجاه دبیرستانهای همدان اعم از آنانی که به دیدار خداشتافتند و چه آنانی که جزء خادمان مردم و انقلاب بوده وهستند همگی وامدار نداف و اندیشه زلال و انقلابی او هستند او معلمی سخاوتمند بود وهمانند نسیم دلنواز الوندی روح همه را نوازش میداد هندسه فکری این معلم ریاضتمند تابع ریاضیات معرفتی خاصی بود. اولا هیچ مجهولی در نظام فکری او لا ینحل نمانده بود معادلات چند مجهولی دنیا برایش به آسانی حل شده بود هیچ ایکس مبهم در زندگی عقیدتی اش باقی نمانده بود مخرج مشترک همه اموراتش دین بود دوما تعریف خط درمعرفت ریاضیاتی او خطی کامل و مستمر و مستقل بود او هرگز در پاره خطها و نیم خطها نمیگنجید.آری او معلم هندسه دلها بود به تحقیق شعاع دایره فکری او در طول زندگی 75ساله یک اپسیلن از مرکز دائره اعتقادی اش تغییر نکرد و مثلث دیانت و سیاست و شجاعت او هرگز از تساوی اضلاع خارج نشد.

کاش میشد پیکر این معلم فرزانه انقلاب را بعنوان رمز بیداری در همان دبیرستان شریعتی بیادگار دفن میکردند تا مشعلداران آینده به این فخردوران صدرانقلاب در همدان اقتدا کنند و الگو ومعیاری عملی و علمی برای آنان گردد. حال که این صفحه بر قف مراد نچرخید بهتراست بیاد و بپاس همه زمزمه های محبتی که توانست طفلان گریز پای عصر انقلاب را به مکتب انقلابی مانوس دارد، دبیرستان شریعتی را به نام این شریعتمدار انقلاب  در شریعتگاهش نامگذاری کنند شاید که شریعت انقلاب در همدان تا ابدیت دست بدست راهپویان و حقیقت جویان پاینده و جاودان بماند. باید بدانیم که بزرگ داشت و نکوداشت نام و یاد نداف گرامیداشت همه شاگردان مکتبیست که بیش از نیم قرن نداف همانند شمعی برای آنان سوخت بدون اینکه خاکستری هم از او باقی بماند بنابراین کمترین خدمت در ماندگاری نام این مرد بزرگ نام گذاری دبیرستان شریعتی بنام نداف و ایجاد بنای یادبود در درب ورودی مدرسه یادگار مرحوم رحیم نداف میباشد. درک معرفت ندافی را درشرایط کنونی برای نسلی که اورا درک نکرده اند دشوار است بلکه شجاعت و درایت و صداقت اورا باید در زمان خفقان شاهنشاهی باید ارزیابی نمود این نقطه ای ازمفصل جمله ای بنام رحیم نداف معلم انقلاب همدان بود.    

یادداشت :دکتر محمدهادیفر

انتهای پیام/

برچسب‌ها: 

دیدگاه شما

آخرین عناوین سایت