دانلود نرم افزار موبایل اندروید ریکاوری
آخرین قیمت سکه و طلا
دکه روزنامه و نشریات
وضعیت آب و هوای همدان

 

 

 

 

***
SEO Services Glendale

تاریخ : جمعه 26 آبان 1396 ساعت 09:55   |   کد مطلب: 30150
به بهانه سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع)؛
امام ،امام است چه بجنگد و چه صلح کند/لزوم درک جایگاه امامت
درک اهمیت جایگاه امامت بسیار حائز اهمیت است چرا که کسی که اصل امامت را در جامعه جاری می کند امام است.

به گزارش نافع، محمد وفایی بصیر"کارشناس مذهبی و استاد دانشگاه" در یادداشتی به اهمیت جایگاه امامت و لزوم درک این جایگاه توسط شیعیان پرداخت، که در ادامه به آن اشاره شده است.

 

 ابعاد باطنی امامت به مسئله ی ولایت الهی امام بر می گردد

مسئله ی امامت در اسلام از مسائل مهمی است که پس از توحید و رسالت ، جایگاه بی بدیلی دارد و بسیاری از مسائل دینی و اجتماعی بر محور آن قرار دارد!

 

درک اهمیت جایگاه امامت بسیار حائز اهمیت است چرا که کسی که اصل امامت را در جامعه جاری می کند امام است. کسی که اعتقاد به خدا و توحید را که امری فطری است بارور می گرداند امام است؛ کسی که الگوی تمام عیار انسانیت است و بدون تصدی و تدبیر او،احدی  به شاهراه سعادت نزدیک نمی گردد، امام است.

 

حالا سوال اینجاست که امامت در اسلام ناب ( تشیع) به چه معناست؟ و ابعاد ظاهر و باطن آن چیست؟ محققین برای ظاهر امامت قائل به ابعاد سه گانه هستند:که بعد اول به معنای مرجعیت مطلق دینی است و امام در این بعد پاسخگوی تمام نیازها و پرسش های امت اسلام است؛ بعد دوم به مفهوم تعلیم و تربیت است که در این بعد امام ، معلم و مربی آحاد جامعهمی باشد؛ و بعد سوم مفهوم سیاسی و اجتماعی دارد و امام بر اساس این بعد مسئولیت ادراه ی کشور و جهان اسلام را دارد.

 

 ابعاد باطنی امامت به مسئله ی ولایت الهی امام بر می گردد که خود بحث مفصلی را می طلبد. بطور خلاصه می گوییم که ولایت ، زیربنا و پایه و اساس امامت است و امام کسی است که از نور ولایت بطور مطلق برخوردار است و به عبارت دیگر دارای ولایت کلیه ی الهیه و مقام عصمت و طهارت مطلقه می باشد.

 

با این بیان روشن می گردد که رهبری سیاسی و اجتماعی تنها یکی از ابعاد سه گانه ظاهری امامت است که البته چنین مقامی اصالتا از آنِ امام معصوم و صاحب ولایت کلیه الهیه است و به تبع ایشان در سطحی محدود به واجدان شرایط اداره ی کشور واگذار شده که در زمان غیبت امام مهدی (عج) به اذن ایشان جامعه را در جهت اهداف بلند مهدوی هدایت نمایند که از آن به  نیابت و ولایت فقیه تعبیر می کنیم؛ نه اینکه کسانی با قهر و غلبه و تهدید و تطمیع مردم متصدی این امر خطیر گردند و نه تنها از جانب امام مأذون نباشند بلکه دست امام معصوم را ببندند و او را خانه نشین کرده و جایگاه رفیع امامت را غصب کنند، یعنی بدون داشتن صلاحیت ، بر این مقام و منصب الهی تکیه زنند.

 

شیاطین و بقایای شجره ی ملعونه تاب و تحمل نیاوردند

 در اسلام نخستین کسی که به فرمان الهی و نصب رسول اکرم تکیه بر این مقام و مسندربوبی زد امیرالمومنین علی علیه السلام بود که جایگاه رفیع امامت را به قدوم خویش زینت بخشیده و منور گردانید اما شیاطین و بقایای شجره ی ملعونه تاب و تحمل نیاوردند، نخست فتنه ی جمل را دامن زدند.

 

امام حسن علیه السلام به فرمان امیرالمومنین هنگامی که باران تیر از هر سو می بارید ، شتر عایشه را پی کرد و جنگ جمل به سود اسلام پایان پذیرفت البته دشمن به هنگام دفن امام مجتبی در کنار قبر پیامبر اسلام  (ص) انتقام این حمله ی شجاعانه را با تیرباران  پیکر مطهر آن بزرگوار گرفت.

 

پس از شکست پیمان شکنان جمل ، معاویه که قبلا توسط خلیفه ی دوم بعنوان استاندار شام منصوب شده بود، از سوی امیرالمومنین عزل شد، جالب است بدانیم که برخی به امیرالمومنین توصیه کردند که فعلا دستور عزل معاویه را ندهد چرا که او در سایه ی حمایت های خلفا از قدرت فراوانی برخوردار شده است، اما حضرت فرمودند من حتی یک لحظه هم نمی توانم شاهد تصدی چنین عنصر ستمگری بر بخشی از بلاد اسلامی باشم.

 

امام حسن با خطابه های آتشین نیروهای مجاهد را در حمایت از حریم ولایت بسیج کرد

 بدین ترتیب جنگ صفین نیز بر امیرالمومنین تحمیل شد که حدود 30 ماه طول کشید و یکصد هزار کشته به بار آورد. در این جنگ نیز نقش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام بسیار ستودنی بود. از جمله امام حسن ع که با خطابه های آتشین نیروهای مجاهد را در حمایت از حریم ولایت بسیج می کردبسیار حائز اهمیت بود وگرنه معاویه پیروز میدان جنگ می گردید و نیازی به حیله ی عمروعاص و قرآن به سر نیزه کردن پیدا نمی کرد.

 

 بهرحال جنگ صفین هم با همه ی کشته ها و خسارت ها با حکمیت ابوموسی اشعری این عنصر متحجر و ساده لوح به سود معاویه به پایان رسید که از دل آن جریان خوارج نهروان که از عناصر تندرو و نامتعادل لشکر علی علیه السلام بودندسر بر آورد که خود فتنه ای بود که مانند خوره به جان لشکر اسلام افتاد و از درون شروع به مکیدن پیکر خسته اسلام علوی نمود.

 

سال 41  هجری ، امیرالمومنین بدست ابن ملجم مرادی که شقی ترین مردمان و یکی از همین خوارج شکست خورده بوددر محراب مسجد شریف کوفه به شهادت رسید  و شفق صبح با خون یگانه پرچمدار اسلام رنگین گردید و امام حسن مجتبی علیه السلام وارث این اوضاع آشفته و نابسامان گردید. نیروهای خسته از جنگ، قدرت روز افزون دشمن  و نفوذ دشمن درون سپاه اسلام ، فتنه ی بقایای خوارج و حزب شیاطین و شجره ی ملعونه و...

 

"الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا"

بر اساس روایت هنگامیکه عالمی ربانی از دنیا می رود در اسلام شکافی ایجاد می گردد که هیچ چیز آنرا پر نمی کند، چه رسد به اینکه امامی آنهم در حد امیرالمومنین از دنیا برود .

 

 امام مجتبی کسی بود که توانست بلافاصله خلا وجودی ایشان را پر کند و گرنه خلا وجودی امیرالمومنین نه تنها تا آخر زمان که تا قیامت هم پر نمی شد. ازاینجا می توان به عظمت شخصیت امام مجتبی به عنوان ولی الله پی برد.

 

آنهایی که به سیاست ها و تدابیر ایشان خرده می گرفتند امام زمان خودشان را نشناخته بودند که اگر در این حال از دنیا می رفتند بر اساس روایت به مرگ جاهلی یعنی در حال شرک و کفر از دنیا می رفتند و آنها که از تنظیم کفه ی محبت به حسن و حسین علیهما السلام عاجز شدند نیز شیعه ی حقیقی نبودند و آنها که امام حسین را بدلیل اینکه با دشمن سازش نکرد  و دست به شمشیر برد امام می دانند چرا که معتقدند امام باید قائم به شمشیر باشد و امام حسن را که به دلیل شرایط زمان با دشمن اعلان صلح و آتش بس کرد امام نمی دانند تفکر واقفی زیدی دارند نه شیعه دوازده امامی! و به این سوال نیز باید پاسخ دهند که چرا امام حسین علیه السلام نیز در ده سال اول امامتش دست به شمشیر نبرد؟ لابد می خواهند بگویند امام حسین هم در ده سال اول امام نبوده چرا که قیام با شمشیر نکرده است،همه ی این تفکرات سخیف برخاسته از عدم معرفت به امامت و امام است. رسول مکرم اسلام این مسائل را پیش بینی می کرد که فرمود: "الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا"

 

امام، امام است چه دست به شمشیر ببرد و چه صلح کند.  او امام است و ما ماموم؛ و بدا به حال جامعه ای که در آن جایگاه امام و ماموم عوض شود و مردم بخواهند برای امام تعیین تکلیف کنند یا انتظار داشته باشند که امام تابع هواهای نفسانی آنها باشد.

 

 امام حسن علیه السلام همانند پیامبر (ص)  که در بدر و احد جنگید و در حدیبیه صلح کرد  و همانند امام حسین علیه السلام که ده سال به پیمان صلح حسنی پایبند بود و سپس در جنگی تحمیلی و نابرابر به شهادت رسید، در جمل و صفین و نهروان جنگید  و در اوائل دوران امامت خویش نیز سپاه چهل هزار نفری اسلام را علیه معاویه و 60 هزار نیروی او بسیج کرد و جنگی هم بین آنها در گرفت اما بدلیل عوامل و شرایط پیش گفته و خیانت بعضی سرداران لشکر خویش برای حفظ جان شیعیان و ... ناگزیر به آتش بس تن داد.

 

پیمان صلحی که امام حسن با معاویه  بست اگر اجرا می شد و معاویه بطور یکجانبه آن را نقض نمی کردبرای جامعه ی اسلامی آن روز آثاری سازنده داشت که شاید به مراتب ارزشمند تر از قیام با شمشیر بود.

 

 متاسفانه معاویه به این قرارداد همه جانبه که نشانگر تدبیر و آینده نگری حسنی بود عمل نکرد و زمینه ی فتنه و فاجعه ای بزرگ که همان فاجعه ی کربلا بود را فراهم کرد.

 

امام حسن زمینه ساز نهضت سرخ حسینی شد

 اگر به حادثه ی کربلا بعنوان نهضت سرخ حسینی بنگریم باز هم مهمترین زمینه سازی آن توسط امام مجتبی صورت گرفت تا جایی که می توانیم بگوییم اگر صلح امام حسن نبود نهضت حسینی هم تحقق نمی یافتّ، زیرا صلح امام حسن از یک سو پرده از چهره ی کریه معاویه برداشت و او را رسوا کرد و از سویی دیگر باعث شد که شیعیان مخلص همانند مسلم بن عقیل و حبیب بن مظاهر و ... در جنگ های بی حاصل کشته نشوند و زنده بمانند تا در رکاب اباعبدالله ، نهال نهضت حسینی را با خون خود آبیاری کنند و حرف اول و آخر شیعه را در روز عاشورا به گوش جهانیان برسانند.

 

خلاصه اینکه صلح امام حسن مجتبی نشانگر اینست که اسلام خواهان سعادت جوامع بشری است، چه این مهم از طریق جهاد علیه کفر و نفاق صورت گیرد و چه از طریق صلحی پایدار عادلانه و شرافتمندانه.

 

این دشمنان اسلام هستند که همواره بدنبال جنگ و ترور و خونریزی هستند . صلح امام حسن و همه ی صلح های مشابه در اسلام برای احقاق حق و جلوگیری از ظلم و ستم قدرتمندان تحقق می یابد.

 

امام حسن الگوی ماست چه بجنگد و چه صلح کند

 امام حسن الگوی ماست چه بجنگد و چه صلح کندهمانگونه که امام  حسین  ع و سایر ائمه  و امروز امام زمان ما حضرت مهدی علیه السلام الگوی تمام عیار ما هستندو برای استفاده از این الگوها باید برای شناخت و  معرفت آنان برنامه ریزی کنیم و از سنن عبادی و اخلاقی و سیره اجتماعی و سیاسی و احادیث نورانی آنها بهره مند گردیم.

 

امام زمانمان را تنها نگذاریم

 در پایان به یک نکته ی مهم در در مورد زندگی امام مجتبی اشاره می کنم و آن اینست که پس از شهادت امیرالمومنین جامعه ی اسلامی از سوی خداوند با آزمایش سختی روبرو شد که متاسفانه بسیاری از کسانی که ادعای مسلمانی داشتنداز این امتحان سربلند بیرون نیامدند ، کسانی که حتی در رکاب امیرالمومنین جنگیده بودند امام حسن علیه السلام را یاری نکردند تا آنجا که مجبور به صلح با معاویه شد.

 

درسی که ازین رهگذر می گیریم اینست که ما نیز با تنها گذاشتن امام زمانمان به سرنوشت شوم انان مبتلا نشویم،امام زمانمان را بشناسیم ، هر جمعه در دعای ندبه با او بیعت کنیم و به این بیعت و پیمان وفادار بمانیم. به امید روزی که پرچم اقتدار حق بدست حضرت مهدی در سراسر جهان به اهتزاز دراید  و ما نیز میان اعوان و انصار آن حضرت باشیم.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: 

دیدگاه شما