دانلود نرم افزار موبایل اندروید ریکاوری
آخرین قیمت سکه و طلا
دکه روزنامه و نشریات
وضعیت آب و هوای همدان
موسسه خیریه نسیم وصال

 

عضویت درفیس نما

 

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1396 ساعت 12:42   |   کد مطلب: 29029
به بهانه روز سینما ؛
گمان نميكنم امروز كسي شك داشته باشد كه سينما مهمترين ابزار انتقال پيام هاي جامع شناختي و روش زندگي (Life style) در دنياي مدرن است .

به گزارش نافع، سينما كه خود به باور انديشمندان مولود زمانه اي است كه بشر اريكه خرد خود بنياد و دور از خدا وانانيت تكيه زده و خداوند را از تمامي مناصب اجرايش در ذهن خود مرخص كرده اكنون جزء مهمترين و شايد مهمترين ابزار براي انتقال پيام­ها از نوع سبك زندگي انسان مدارانه ( سوبژكتيو) دور از خدا است.

 

كيست كه نداند هاليوود معبر اصلي پيام­هايي است كه فرستندگان پيام كارتل هاي بزرگ سرمايه دار چند مليتي شركت هاي بزرگ اسلحه سازي و از همه مهمتر باند مخوف صهيونيسم در جهان است.

 

 

جويل استاين  كه از منتقدين برجسته سينمايي و خود يك يهودي است مي گويد از هر شش نفري كه صاحب هاليوود هستندپنج نفر يهودي اند،آن يك نفر هم كه من يهودي بودنش را نمي دانستم تحقيق كردم و متوجه شدم كه يهودي است .

 

حسن بلخاري استاد برجسته سينما و هنر و از تئوريسین هاي هنر ديني مي گويد كه هفتاد درصد مالكان هاليوود صهيونيست هستند .

 

اين ها همه مسائل اثبات شده اي است كه نشان مي دهد سينما يك ابزار قدرتمند و كار آمد در ارائه هر انديشه و تفكري است.

 

 

در كشور مانيز هر چند ورود سينماتوگراف به ايران در دوران قاجار بود اما آغاز به كار رسمي سينما در زمان حكومت مطلقه و خود كامه  رضاخان ميرپنج و در واقع پايه گذاري سينماي ايران به دست ايرانياني نظير عبدالحسين سپنتا كه خود يك ماسون بود اتفاق افتاد .

 

 

بحث اصلي بنده در اين متن اصلا تاريخ سينما در ايران و جهان نيست بلكه بيشتر قصد تبيين جايگاه سينما در جهان امروز و موشكافي مختصر وضعيت سينماي ايران است .

 

 

سينما در دوران پهلوي حامل انديشه هاي فرهنگي و هنري حكومت و نظريه پردازان پهلوي بود . بعد از كودتاي 28 مرداد و با تثبيت قدرت محمد رضاپهلوي سينماي ايران رفته رفته به سمت سينمايي به نام سينماي فيلم فارسي يا برداشت هاي سطحي و ظاهري از مدرنيته و غرب  در جهت سوق دادن كشور به سمت دوري از فرهنگ مبارزه و نفي برداشت صحيح  ازدين  رفت فيلم­هايي كه در بهترين حالت دين را در عكسي از حضرت علي  يا برداشتي ناقص از جوانمردي نشان مي داد.

 

 

در اين ميان فرح پهلوي سكان دار اصلي عرصه هنر و فرهنگ كشور بود . فرح كه در جواني گرايشات كمونيستي داشت،دفتر خود ر ا در اختيار چپ گرايان نظير رضا قطبي و ديگران گذاشت.

 

 

فرح ارتباط باطيفي از  سينما گران جديد را در دستور كار گذاشت كه بعد ها به سينماي موج نو معروف شدند . اين طيف كه به روشنفكران سينما معروف گشتند افرادي نظير مسعود كيميايي ،فرمان آرا، مهرجويي، حاتمي و ... بودند.. و در آثار خود نوعي مبارزه فردي و خنثی  بر عليه فساد را ترويج مي كردندکه کاری با حکومت نداشت.

 

 

یا در آثارشان نوعی بازگشت به خویشتن ودوری از مدرنیته باز هم خنثی را نمایش میدادند. برخي بر اين باورند كه فرح و رژيم با حمايت از آن ها قصد داشت تا بخشي از جامعه مخالف رژيم را ارضا كند در واقع فريب دهد.

 

پس از انقلاب نيز علاوه بر اين طيف نسلي از نيرو هاي انقلاب در عرصه سينما ظهور كردند كه منشا آن ها اغلب حوز هنري بود افرادي نظير مجيد مجيدي مخملباف،مجتبي راعي،ملاقلي پور، ابراهيم حاتمي كياو... از اين دست بودند كه طيف سينما گران انقلاب اسلامي را تشكيل دادند.

 

كه برخي از آن ها نيز در سال هاي آينده از عقايد انقلابي خود دست كشيدند اما امروز با گذشت بيش از سه دهه از انقلاب بهمن 57 در ايران و حكمراني گرايش هاي متفاوت فكري، سياسي،فرهنگي در سه دهه انقلاب امروز آن چه كه پس از سه دهه در عرصه سينماي ايران بر جاي مانده است و در واقع آن چيزي كه امروز بنام سينماي ايران شناخته مي شود هر چند هم چنان نام نجيب ترين سينماي جهان را يدك مي كشد اما به هيچ وجه حتي در مقايسه با سينماي دو دهه اول انقلاب نقطه ي مطلوبي را نمايان نمي كند.سينماي ايران امروز از حال و  روز خوبي برخوردار نيست.

 

 

در دوران دولت اول احمدي نژاد و طيف موسوم به اصول گرايان كه از سال 84 آغاز شد نيز هرچند نقاط روشنتري نسبت به سينماي سياست زده  ودختر و پسري دوران اصلاحات ديده مي شود اما هم چون ساير عرصه هاي فرهنگي احمدي نژاد  راهبرد و آينده نگري مشخصي ندارد.

 

وحيد جليلي كارشناس فرهنگي و رسانه و سردبير راه معتقد است رانت هاي اقتصادي در دوران صفار هرندي بيش از هر زمان ديگر به طيف اپوزوسيون (مخالف نظام)پرداخت شده .

 

 

سينماي امروز ايران داراي مشكلات ساختاري و سخت افزاري از يك سو و نرم افزاري از سوي ديگر است. به لحاظ سخت افزاري هنوز لوازم و تكنيك هاي يرتر فيلم برداري و موسيقي و جلوه هاي رايانه اي در اختيار سينماگران نيست . اما از لحاظ نظري، محتوايي و نظريه پردازي كه بحث مهمتري است سينماي ايران از سويي دچار فيلم هاي هجو گيشه پرستي است كه بيش از انقلاب به فيلم فارسي مشهور بود.که به جراءت مي توان گفت اغلب اين فيلم ها كه  كپي برداري از نسخه هاي بيش از انقلاب يا هاليوود هستند ،از نسخه هاي اصلي خود بدترند.برخي از منتقدين و كارشناسان نبود فيلم نامه و خط داستاني را بزرگترين مشكل سينماي ايران مي دانند.

 

اما شايد مبدا و مادر اصلي مشكلات و ريزش شديد مخاطب در سينماي ايران نسبت به دهه نخست انقلاب را جدايي سينماگران از مردم و رفتن در برج هاي عاجي است كه هيچ نور روشني بر آن ها نخواهد تابيد.

 

 

اغلب فيلم هاي سينماي ايراني به جاي آنكه انعكاس دهنده واقعيت هاي جامعه و سپس نشان  دهنده آرمان هاي جامعه ي ايراني باشند نشان دهنده مشكلات و يا خوشي و به طور كلي زندگي يك قشر خاص اغلب مرفه و يا متوسط به بالاي جامعه ايراني با اخلاق اجتماعي شبه مدرن هستند.

  سينماي ايران از ميدان وليعصر تهران پايين تر نمي آيد و اغلب هيچ ربطي به آلام ودردهاي ساير ايرانيان ندارد.از سوی دیگر سینمای ایران با مشگل دیگری به نام اختلافات عمیق و دامنه دار بخشی از سینما با بخش دیگر آن است.

 

 

داخل شدن نوعی مافیا در شبکه سینماداران که هرگز عرصه را خالی نمیکند نیز از دیگر مشکلات است.البته نکته اساسی دیگر که در سینمای ایران که  عنوان به اصطلاح اخلاقی ترین سینمای جهان را یدک میکشد بی بندو باری ها و فساد اخلاقی در بین اهالی سینمای ایران است .

 

قطعا همگان تایید خواهند کرد که عکسها و پوسترهایی که در خارج از کشور و یا در داخل کشور از مهمانی ها یا جشنها بیرون می اید خبر از جدایی بیش از پیش بدنه سینمایی با ارزشهای دینی  مردم را می دهد. هرچند این موضوع عمومیت نداشته باشد.

 

 

به هر حال سوال اساسی اینجاست که آیا ما توانسته ایم سبک زندگی اسلامی -ایرانی را در جهان با ابزار قدرتمندی به نام سینما ترویج کنیم یا نه گاهی با آثار سینمایی خود بهانه ی خوبی برای نابودی سبک زندگی ایرانی و تخریب آن به دست شبکه جهانی سرمایه داری و ماسونیسم داده ایم.

 

 

نمی خواهم پیش داوری کنم اما فقط یک سوال چه منفعتی برای این شبکه وجود دارد که جدایی نادر از سیمین را در ۷۰ کشور جهان اکران می کند؟یا هر گاه اثری در سینمای ایران بر خلاف عزت و اقتدار ایران ساخته میشود و اصالت به بیان اغراق گونه مشکلات آن هم بدون ارائه راهکار و فردایی امید بخش ساخته میشود سریعا از جشنواره های جهانی کارت دعوت دریافت می کند؟

انتهای پیام/

دیدگاه شما

آخرین عناوین سایت

پربیننده ها