آخرین قیمت سکه و طلا
دکه روزنامه و نشریات
وضعیت آب و هوای همدان

خبرگزاری علم و فناوری

**

تاریخ : سه شنبه 21 خرداد 1398 ساعت 13:51   |   کد مطلب: 36729
طراحی فتنه ۸۸ در دل «حلقه کیان» و «عبدالکریم سروش» که همواره خود را «ایدئولوگ» و «نظریه پرداز» «اصلاح طلبان سکولار» می داند انجام شد و اگر دلیل اغتشاشات سال ۸۸ را به مناظرات کاندیداها و حملات جریانات سیاسی به یکدیگر تقلیل دهیم و بی اخلاقی مناظره کننده ها بدانیم قطعا به بیراهه رفته ایم.

به گزارش نافع، ۱۰ سال قبل انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در ۲۲ خرداد برگزار شد، انتخاباتی که ناظران و نخبگان سیاسی از آن بعنوان یکی از پیچیده‌ترین، بحرانی ترین و مهمترین مقطع جمهوری اسلامی یاد می‌کنند.
ساعت ۱۱: ۲۰ دقیقه، مورخه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در حالیکه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حال برگزاری بود میر حسین موسوی در یک کنفرانس مطبوعاتی با حضور رسانه‌های خارجی، خود را پیروز انتخابات نامید! ساعت ۶: ۲۱ دقیقه همان شب خبر تبریک خاتمی به میرحسین منتشر شد! همه این ها نشان از طراحی پشت صحنه انتخابات دارد، طراحی که محمد علی ابطحی آن را به سه سال پیش و اسناد درون حزبی، انقلاب مخملی را به یک سال پیش ارجاع می دهد.
انتخابات در وقت قانونی تمام و نتایج مشخص شد اما «غوغاسالاران اصلاح طلب» بنا نداشتند نتایج را بپذیرند بنابراین زورآزمایی و کشمکش های خیابانی برای آنچه که حجاریان می‌گوید «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» را شروع کردند.
اما مهمترین سوالاتی که در طول یک دهه ذهن افکار عمومی و نخبگان سیاسی را به خود مشغول کرده این است که چرا اصلاح طلبان در برابر رای مردم ایستادند و به قانون تمکین نکردند؟ چرا در جمهوری اسلامی که سلامت انتخابات آن زبانزد همه جناح های سیاسی است به یکباره علم «تقلب» بلند کردند و «کارناوال های خیابانی» راه انداختند؟ ریشه اصلی و اساسی «شورش علیه جمهوریت» کجا بود؟
در طول این سال ها به فراخور به هر کدام از این سوالات از دیدگاه های متفاوتی پاسخ های متفاوتی داده شده است اما در این وجیزه مشخصا به ریشه حوادث سال ۸۸ خواهیم پرداخت.
یکی از مهمترین موقعیت هایی که باید ایستاد و حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری را دید زمستان سال ۶۶ است. به تعبیر بهتر ریشه «فتنه ۸۸ » را باید در زمستان سال ۶۶ که جریان چپ آهنگ واگرایی را در کشور به صدا درآورد جستجو کرد.
با انشعاب «مجمع روحانیون مبارز» (جریان چپ و طرفدار میرحسین موسوی) از دل «مجمع روحانیت مبارز» واگرایی دو جناح سیاسی در کشور روز به روز بیشتر شد تا جایی که بعد از انتخابات دوم خرداد ۷۶ به عنوان «اصلاح طلبان» شناخته شدند، اصلاح طلبانی که برای اصلاح برخی رویه ها و رویکرد ها مترصد فرصتی بودند تا بتوانند یک نظامی و سیستمی باب میل خود ایجاد کنند.
تقریبا همزمان با جدایی مجمع روحانیون از جامعه روحانیت، فضای سیاسی و اجتماعی ایران از طریق «روشنفکران» و «سکولار ها» و رسانه های جناح اصلاح طلب در حال تغییر و تحول عمیقی بود.
«روشنفکران» و «تجدید نظرطلبان» در حوزه های دینی و معرفت دینی تا حوزه های اجتماعی و سیاسی قلم فرسایی می کردند و هر کدام علم مبارزه برای براندازی جمهوری اسلامی را برافراشته بودند از سروش و حجاریان تا جلایی پور و خاتمی.
«عبدالکریم سروش» از اردیبهشت سال ۱۳۶۷ مجموعه مقالاتی را در ماهنامه کیهان فرهنگی به صورت منظم به رشته تحریر درآورد که گرچه «نظریه های فلسفی» و «کلامی» بود اما به زودی فضای سیاسی و اجتماعی ایران را دگرگون کرد. سروش در این مقالات که «قبض و بسط تئوریک شریعت» نام داشت کوشید با جداسازی مفهوم دین از معرفت دینی و ایجاد پیوندی از افکار سکولار با معرفت دینی و معرفت بشری اثرات عقل در فهم وحی را مستقل از عقل دین بررسی کند. سخنان سروش مورد انتقاد دقیق علمای دینی قرار گرفت اما او پا را فراتر نهاد و در یک مصاحبه ای گفت: قرآن کلام الهی نیست بلکه کلام پیامبر است و به صراحت قرآن را خطاپذیر دانست.
مقالات سروش در درجه اول و سخنان روشنفکران در درجه دوم که با حمایت سیاسی و تبلیغی پر حجم نوشته و بیان می شد «زلزله ای» را در فقه و به طریق اولی در ولایت فقیه ایجاد می کرد. نگاه ها به فقه و فقاهت و ولایت فقیه دگرگون شد و بعدتر یعنی بعد از پیروزی دوم خرداد که با عنوان «سکولارها» و «غرب گراها» شناخته می شدند، علیه انقلاب اسلامی و ولایت فقیه که «بنیادی ترین« اصل و «مهمترین» دستاورد انقلاب بود شمیر کشیدند.
عده ای از «روشنفکران سکولار» در این دوره به دلیل تغییرات اساسی که در مبانی فقهی آنان روی داده بود «پروتستانتیسیم دینی» و «اومانیسم اسلامی» را فریاد زدند برخی دیگر علم «جمهوری خواهی» و «پلورالیسم دینی» و «عرفی شدن دین» را در دست گرفتند در واقع طراحی فتنه ۸۸ در دل «حلقه کیان» و عبدالکریم سروش که همواره خود را ایدئولوگ و نظریه پرداز اصلاح طلبان سکولار می داند انجام شد و اگر دلیل اغتشاشات سال ۸۸ را به مناظرات کاندیداها و حملات جریانات سیاسی به یکدیگر تقلیل دهیم و بی اخلاقی مناظره

کننده ها بدانیم قطعا به بیراهه رفته ایم.
احزاب سیاسی اصلاح طلب و بسیاری از معاندین و مخالفین جمهوری اسلامی که هر کدام نحله های فکری متفاوت و گاه متعارضی داشتند در طول دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد که «گفتمان انقلاب اسلامی» را فریاد می زد به شدت سرخورده و شکست خورده بودند و برای نبودن احمدی نژاد دست به هر کار «صواب» و «ناصوابی» زدند تا فرایند «سکولاریزه» کردن جامعه را در دست بگیرند لذا از طرح «تقلب» برای کنار زدن احمدی نژاد و از «انقلاب رنگی» برای به حاشیه بردن انقلاب اسلامی و ایجاد «جمهوری اسلامی کاریکاتوری» استفاده کردند.
بدعت هایی که در این دوره از انتخابات درست کردند همگی حاکی از طراحی برای ایجاد «غائله» و «اغتشاش» داشت. «انتخاب رنگ سبز» به عنوان نماد انتخاباتی، «القای تقلب»، «ابداع حرکت‌های خیابانی» و «تشکیل خانه های تیمی» که کروبی در جریان سخنرانیش در دانشگاه آزاد نجف آباد با گفتن اینکه « نگذارید بگویم در خانه های تیمی در تهران چه می کنید!» پرده از این توطئه برداشت، تنها بخشی از بدعت های سیاسی این جریان پر ادعا بود.
به هر حال انتخابات با مشارکت ۸۵ درصدی مردم به پایان رسید و «شکست خوردگان سیاسی» و «لیبرال های وطنی» درسال ۸۸ تقلب را که «رمز آشوب» بود فریاد زدند و تنها دلیل تقلب در انتخابات را «داماد لرستان!» و »آذری زبان!» بودن موسوی و تجمع‌های قبل از انتخابات می دانستند هیچ گاه بعد از گذشت ۱۰ سال سند و مدرکی ارایه ندادند تا عیار ادعایشان عیان شود!
سروش و یارانش که در لندن خود را «ابوذرهای موسوی» نامیدند با قلم فرسایی هایشان در دهه ۷۰ و دوران اصلاحات مبانی اسلام و انقلاب را زیر سوال بردند و برای روی کار آمدن نظام غیر دینی تلاش کردند، اینک نظاره گر نقش آفرینی نخبگان اصلاح طلب و مخالفین جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی در خیابان های تهران بودند، سرمست و سرخوش برای براندازی و سقوط جمهوری اسلامی روز شماری می کردند اما هویت انقلاب و حضور مردم و رهبری مقتدر و حکیم، انقلاب را از «لبه پرتگاه» نجات داد و به «دشمنانی احمقی» که با حقد و غضب تماشاگر صحنه آرایی های «انقلاب رنگی» بودند فهماند «ایران گرجستان نیست» که با چند میلیون دلار هزینه «انقلاب مخملی » راه بیاندازند.
مردم در سال ۸۸ نشان دادند که «اگر کسی علیه امنیّت این کشور بخواهد قیام بکند، قطعاً با عکس‌العمل و واکنش سخت مواجه خواهد شد» چه «جنبش بی سر» باشد چه با سر!.
یادداشت:امیرحسین حسینی
انتهای پیام/

 

برچسب‌ها: 

دیدگاه شما

آخرین عناوین سایت