آخرین قیمت سکه و طلا
دکه روزنامه و نشریات
وضعیت آب و هوای همدان

خبرگزاری علم و فناوری

**

تاریخ : پنجشنبه 14 دى 1396 ساعت 08:04   |   کد مطلب: 31024
می گویند اینجا مدرسه ی عشق است،عشقی به وسعت قلب بزرگ، ملت ایران...

به گزارش نافع،همه ی ما، دانش آموزان مدرسه ای به نام ایران اسلامی هستیم،ازمردم در طیف های مختلف گرفته تا مسئولین...

 

صفحه صفحه ی کتاب تاریخ مدرسه ی ایران، راویتی پر فراز و نشیب از ادوار مختلف است که پاورقی هر صفحه آن،حماسه ای از ایران و ایرانی حک شده است.

 

می گویند اینجا مدرسه ی عشق است،عشقی به وسعت قلب بزرگ، ملت ایران...

 

اما؛ مدرسه، مدرسه است؛ اینجا برخی با نمره ی عالی، قبول می شوند و عده ای با تک ماده و برخی هم آخر سال که می شود کارنامه شان پر می شود از صفرهای بدون دو...

 

انگاراین مدرسه، برای عده ای تماما زنگ تفریح و دررفتن از دیوارهااست وعده ای هم می شوند احمدی روشن ها...

 

اما بی راهه نرویم؛انصاف که داشته باشیم، عمده ی شاگردان این مدرسه،دانش آموزان ممتازی هستند که بالای برگه ی امتحانیشان نوشته شده ملت ایران.

 

اینها که گفتم؛ خوب درس می خوانند و پای امتحان که می رسد بدون تقلب در میدان عمل حاضر می شوند.

 

حال دلشان شاید خیلی خوش نباشد و شهریه ی مدرسه شان عقب افتاده باشد، اما؛ خوب درس خوانده اند حالا بصیر شده اند...

 

اینها که گفتم، پای درس پیرمرادشان،یکپارچه چشم بوده اند و گوش، تا ریزش نکنند و رویشی شوند برای پرچم سه رنگشان...

 

عجیب دانش آموزانی هستند اینها...

مدرسه شان حالا تاریخی چندهزارساله دارد، اما؛ گاه و بی گاه، دشمنان دوست نما ویاغی صفتان مستکبرشان، تیشه برمی دارند تا بر ریشه ی جان مکتبشان بزنند غافل از اینکه؛ حالا شاگردان این مدرسه قد کشیده اند و پای ریشه های در هم تنیده مدرسه شان سخت ایستاده اند.

 

می گویند آنقدر بزرگ شده اند که حالا حماسه، پای هویتشان ثبت شده است و هرجا مدرسه ی عشقشان در خطر باشد تا پای جان در میدان عمل حاضر می شوند...

 

می گویند دفتر حضوروغیابشان پرشده است از تیک های حاضروآنقدر پای کلاس درس حاضر بوده اند که حذفشان بعید به نظر می رسد...

 

اما آن سوی دیگر کلاس درس، راستش را بخواهید، عده ای از دانش آموزان این مدرسه، نمی دانم؛ شاید گوش هایشان را پنبه ای گذاشته اند وشاید هم کمی سربه هوا، درس ها را می خوانند...

 

می گویند،این مسئول دانش آموزان، گاه حواس دلشان از پیرمراد، پرت می شود وزرق برق دنیا از کلاس درس غافلشان می کند...

 

اینها که گفتم، نامشان مسئول است و همان شاگردان ممتازمسئول نامیدندشان...

 

 عده ای از این مسئول دانش آموزان اما؛ برخلاف شاگردان ممتازمدرسه عشق،گاه پای عملشان لنگ میزند و برخی با تک ماده وعده ای هم آخر سال که میشود نامه ی عملشان سرافکنده شان می کند...

 

گمانم غافل شده اند اینها؛

 

انگار یادشان رفته که قبولی در مدرسه عشق، حضورشان را میخواهد در میدان عمل....

 

گمان کنم یادشان رفته که کارنامه ی ایران برای قبولی، به حضورتک تکشان سخت محتاج است...

 

به گمانم وقتش رسیده اینها هم حضورشان را در مدرسه عشق بلند اعلام کنند...

 

ساده تر بگویم؛ مردم؟ حاضر- مسئولین اما؛ حاضرند یا غایب؟!!

 

 

س-ق

 

انتهای پیام/

 

 

دیدگاه شما

آخرین عناوین سایت