وضعیت آب و هوای همدان

خبرگزاری علم و فناوری

**

تاریخ : جمعه 8 فروردين 1399 ساعت 10:08   |   کد مطلب: 39216
زباله‌گردها شاید در این روزهای کرونایی قشری هستند که بیشتر از دیگران در معرض خطرند و به همان میزان هم نگران‌، اما خیلی از آنها هنوز نمی‌دانند کدام را انتخاب کنند؛ «سلامت یا معیشت»؟!

به گزارش نافع، حساسیت امروز جامعه به واسطه فراگیری کرونا در همه بخش‌ها با هدف حفظ سلامت مردم و جلوگیری از شیوع آن بالا رفته است، تدابیر اندیشیده شده نظیر ضدعفونی کردن شهرها و روستاها همزمان با همه نقاط کشور در تویسرکان نیز روزانه در حال انجام است.

تست تب‌سنجی از مسافران در دو ورودی شهرستان به صورت ۲۴ ساعته، نظارت بر انجام وظایف، آموزش و اطلاع‌رسانی به طیف‌های مختلف نسبت به مقابله با کرونا مورد تاکید و در حال اجراست؛ اما آنچه که در این برهه از زمان شاید چندان مورد توجه قرار نگرفته، آموزش زباله‌گرد‌ها و نظارت بر عملکرد خریداران زباله بازیافت است، اتفاقی که می‌طلبد مسوولان توجه به این قشر را که مستقیم با زباله در ارتباط هستند به منظور بستن معبر ورود کرونا اقدامی جدی‌تر از همه بخش‌های دیگر داشته باشند.

همیشه در مسیر منزل شاهد تفکیک زباله توسط زباله‌گردها بودم؛ یک روز که برای گرفتن پول مجبور شدم بیرون بروم به یکی از آن‌ها برخوردم؛ با دقت مشغول زیر و رو کردن زباله‌ها بود، آن هم بدون دستکش و ماسک! با دیدن این وضعیت آن هم در این روزهای کرونایی، نتوانستم بی‌تفاوت باشم، بنابراین سلام کردم و با تبریک سال نو سعی کردم سر صحبت را باز کنم، اول متعجب شد آن قدر که دور و برش را نگاه کرد تا مطمئن شود با او هستم یا نه؟، بعد که دید جز من و او کسی آن اطراف نیست مردد جواب سلامم را داد؛ عذرخواهی کردم و گفتم «آقا! چرا بدون ماسک و دستکش؟ از کرونا نمی‌ترسید؟» با اکراه جوابم را می‌داد اما با این وجود گفت «کار من هم این است می‌شود بیکار ماند؟» تا بخواهم حرفی بزنم، وسایلش را جمع کرد و سریع دور شد.

تصمیم گرفتم سری به مناطق بالای شهر که زباله‌گردها بیشتر آن جا مشغول فعالیت هستند، بزنم، بخت با من یار بود و همان ابتدای کار یک نفر را دیدم که مشغول زباله‌گردی بود، این یکی دستکش به دست داشت و در حال خالی کردن زباله از فرغون، جلو رفتم و سلام دادم، با وجودی که انتظار نداشتم با روی خوش جوابم را داد، گفتم خبرنگارم و می‌خواهم در مورد شغل‌اش و کرونا بپرسم، خندید و جواب داد «بفرمایید! مشکلی نیست» گفتم «می‌شود خودتان را معرفی کنید و از کارتان بگویید»، گفت «اسمم هاشم است، ۱۳ سال است با فروش زباله‌ بازیافتی چرخ زندگی‌ام را می‌چرخانم، از صبح تا شب هم با زباله‌ها سر و کار دارم».

پرسیدم «از کرونا نمی‌ترسید؟» گفت «تا الان که هیچ مشکلی نبوده، البته سعی می‌کنم بهداشت را رعایت کنم، با این بیماری هم بیشتر از قبل حواسم هست» بعد بلافاصله دستکش‌اش را نشانم داد؛ گفتم «خب، چرا ماسک نزدید؟» جواب داد: عادت ندارم ۱۳ سال ماسک نزدم، راستش الان هم نمی‌توانم بزنم».

گفتم «الان که حتما باید بزنید، شرایط الان با قبل فرق دارد»، خنده‌ای کرد و گفت «سعی می‌کنم، اما راستش عادت ندارم»، همان طور که تاکید می‌کردم باید به ماسک عادت کنید، از او اجازه گرفتم که در صورت امکان برای گزارشم عکسی بگیرم، مشکلی با این قضیه نداشت و اجازه داد، عکس را که گرفتم برایش سال خوبی را آرزو کردم و او نیز برای من.

صبح روز بعد مجدد برای تکمیل گزارش به منطقه اسلام‌آباد رفتم ـ محل فعالیت خریداران زباله‌های بازیافتی ـ چند سطل‌ زباله وارونه شده بود. آقایی در حال خالی کردن زباله‌های بازیافتی از خودرو بود، پس از سلام و خداقوت، گفتم خبرنگارم و برای تکمیل گزارشم نیاز به همکاری دارم، گفت «مشکلی ندارم» از او هم خواستم خودش را معرفی کند و از کارش بگوید آن هم در این روزهای کرونایی.

گفت «اکبری هستم، حدود ۶ سال با فروش زباله بازیافتی، روزنامه، کارتن، پلاستیک و آهن‌آلات روزگار می‌گذرانم، در مورد کرونا هم باید بگویم همه می‌دانیم که بیماری خطرناکی است، همه به ویژه ما که با زباله سروکار داریم باید بیشتر حواسمان باشد اما نمی‌شود کار و زندگی را هم تعطیل کرد؛ کار خودم هم خرید و فروش زباله است با این افراد همیشه در ارتباطم، متاسفانه برخی از افرادی که زباله‌ برای فروش می‌آورند، وضعیت مناسبی ندارند بعضی از آنها حتی نسبت به سلامت خود بی‌تفاوت هستند، فکر می‌کنم باید نظارت بیشتری بر روی این افراد صورت گیرد».

آقای اکبری همین طور که داشت حرف می‌زد، صدایش را کمی بالا برد و خطاب به فردی به نام «مشهدی عباس» گفت: مشهدی‌عباس! اون پلاستیک‌ها رو اونجا نزار، بزار این طرف‌تر!.

سرم را چرخاندم تا ببینم چه خبر است؟ مشهدی‌عباس مشغول جدا کردن زباله‌های بازیافتی چرخ دستی بود، حال و روش نشان می‌داد خسته است، از آقای اکبری پرسیدم می‌شود با این آقا هم صحبت کنم؟ گفت «به نظر من که مشکلی ندارد». بنابراین با هم رفتیم پیش مشهدی‌عباس، آقای اکبری توضیحی در مورد حضور من در آن جا داد و بقیه کار را سپرد به خودم، سلام کردم و خداقوت گفتم، پیرمرد همان طور که مشغول کار بود جوابم را داد.

اولین سوالی که پرسیدم این بود «حاج‌آقا پس دستکش‌تون کو؟ نمی‌ترسید آلوده شید؟»، نگاهی به دستش کرد و گفت: آلوده شدن به این حرف‌ها که نیست. بعد هم سکوت کرد و مشغول کار با چرخ دستی‌اش شد، سعی کردم با لحن مهربان‌تری حرف بزنم، بنابراین گفتم «یعنی شما نگران انتقال کرونا نیستید؟» با صدای لرزان که گویا نگران شده باشد پاسخ داد: البته که باید بهداشت را رعایت کنیم، قبلاً برای ماسک و دستکش به داروخانه رفتم؛ اما نبود!! بعد هم راستش دنبالش نرفتم».

حس کردم با سوالاتم او را ناراحت کرده‌ام بنابراین عذرخواهی کردم، همین طور که داشتم خداحافظی می‌کردم توصیه کردم حتما ماسک و دستکش استفاده کنند، لبخند محوی زد و از روی تایید سری تکان داد.

آن طرف‌تر دو مرد دیگر توجهم را جلب کردند، هر دو برای فروش زباله تفکیک به اینجا آمده بودند، جلوتر رفتم پس از چند دقیقه صحبت‌ یکی از آنها حاضر شد به سوالاتم جواب دهد، اسمش «حمید» بود ۴۳ سال داشت، لاغر بود اما پرتحرک.

توکل به خدا...

گفت: مجبور به زباله‌گردی شدم، حدود سه سال است زندگی‌ام را با فروش بازیافت می‌گذرانم، با بارش برف و باران وضعیتم بدتر می‌شود، تهران استادکار خیاطی بودم، ازدواج کردم که پس از مدتی کوتاه جدا شدیم و بعد هم درگیر اعتیاد شدم و حالا هم کارم شده این.

گفتم «با این بیماری نمی‌خواهید مدتی کارتان را تعطیل کنید؟» در حالی که دستکش را از دستش بیرون می‌آورد جواب داد «توکل به خدا.. هرچند ما هم بدمان نمی‌آید برویم خانه و استراحت کنیم، اما خب چه می‌شود کرد، مجبوریم».

بدون اینکه اجازه دهند حرفم را ادامه دهند، با یک «ببخشید» از من جدا شدند و رفتند سراغ کارشان.

بعد از این گفت و شنود تصمیم گرفتم به سراغ خریداران بازیافتی‌ها بروم، همین هم شد؛ آقای قلخانی یکی از آنها بود، او مغازه‌های پایین منزلش را مرکز خرید و فروش زباله قرار داده بود، آن طور که می‌گفت حدود ۹ سال در این زمینه فعالیت می‌کرد، البته حال و روز مغازه نشان می‌داد خبری از رعایت اصول بهداشتی و استاندارد نیست، البته خودش می‌گفت مجوز فعالیت دارد، اما شواهد و قرائن نشان از عدم رعایت اصول بهداشتی داشت.

او با وجود شرایط فعلی و جولان کرونا، هنوز دنبال فروش زباله‌های بازیافتی است حتی با تذکر احتمال انتشار ویروس از طریق دستکش و ماسک‌های مصرفی داخل سطل‌های زباله.

عدم نظارت بر محل و نحوه کار فعالان مواد بازیافتی

آقای محمدی دیگر فعال خرید و فروش مواد بازیافتی بود که با او هم‌صحبت شدم، در حالی که ماسک زده و دستکش به دست داشت گفت: بعد از کرونا هیچ نهادی برای نظارت اینجا نیامده است، خودم با فروش بار تعطیل می‌کنم به همین خاطر حدود یک هفته هیچ زباله بازیافتی خریداری نکردم، زباله‌ها را فقط از خانه‌دار، هر کیلو کارتن را یک‌هزار تومان و پلاستیک را 3 هزار تومان می‌خرم البته قیمت‌ مواد بازیافتی بستگی به وضعیت بازار دارد. در حال حاضر به خاطر کرونا هر جا زنگ می‌زنم، می‌گویند یا خرید ندارند و یا کارگاه تعطیل است.

 پس از شنیدن حرف دو تن از افرادی که در داخل شهر خرید و فروش ضایعات داشتند به سراغ صاحبان خرید و فروش ضایعات واقع خارج از منطقه مسکونی رفتم.

نگرانی از بیکاری و بی‌پولی

آقای امیدوار با اشاره به خریداری زباله به صورت کلی و از خانه‌دارها عنوان کرد: زباله از خانه‌های مردم تولید و از سطل زباله و از کف خیابان جمع می‌شود، بنابراین صد درصد آلوده هستند، البته با توجه به وضعیت حساس جامعه حدود ۱۵ نفر فعال در کارگاه ما با رعایت بهداشت امرار معاش می‌کنند، تا این لحظه هم طور رسمی ابلاغ تعطیلی و یا نظارت از سوی هیچ نهاد یا مسوولی دریافت نکردم، هرچند این روزها ما هم فعالیت چندانی نداریم.

آقا بختیار، یکی دیگر از زباله‌گردهاست که وقتی صحبت‌های صاحب کارش را که شنید گفت: برای چرخ زندگی‌مان مجبور به کارگری هستیم، البته اگر کاری با این وضعیت باشد. اگر خانه بمانیم بدون پول چطور زندگی کنیم، دولت پشتیبانی می‌کند؟! با تعطیلی کارگاه ما هیچ پشتیبانی نداریم، من مستاجرم و باید سر ماه به فکر اجاره خانه باشم.

آقای بهادری دیگر فعال این عرصه است آن هم با ۸ سال کار، او هم با تکرار اینکه هیچ فرد یا نهادی بر کار مراکز ضایعات نظارت ندارد و ما خودمان تصمیم بر تعطیلی گرفتیم ادامه می‌دهد: فکر می‌کنم در شرایط فعلی خودمراقبتی بهترین کار است، کارگاه را به خاطر سلامت کارگران تعطیل کردم، فقط گهگداری به اینجا سری می‌زنم، هر چند کارگرانم در زمان بیکاری تامین مالی نیستند. خودم فعلا از جیب خرج می‌کنم چون هیچ کس با وضعیت امروز خرید ندارد.

مسوولان کار خرید و فروش زباله‌های بازیافتی را مدیریت کنند

پس از مشاهده وضعیت محل کار و سخنان فعالان این بخش به سراغ شهردار تویسرکان رفتم، احسان پیری در این زمینه گفت: جمع‌آوری زباله یکی از وظایف شهرداری است، البته جمع‌آوری زباله در شرایط  فعلی با هدف جلوگیری از شیوع کرونا با گذشته متفاوت است، سطل‌های زباله مداوم تخلیه و ضدعفونی می‌شوند، زباله‌های جمع‌آوری شده به محل دفن زباله‌ در روستای سهام‌آباد منتقل و پس از پوشش کامل کلرپاشی و آهک‌پاشی می‌شوند.

در حال حاضر روزانه ۵۰ تن زباله در شهر تویسرکان جمع‌آوری می‌شود، علاوه بر شست‌وشوی معابر و سطل‌های زباله، جداول و حتی جوی‌ها هر روز و شب گندزدایی می‌شوند. ضمن اینکه همکاران ما اجازه نمی‌دهند ماسک و دستکش‌های آلوده در خیابان رها شود؛ منتهی مردم هم باید در این شرایط همیار نیروهای شهرداری باشند تا بتوانیم این مشکل را سپری کنیم.

در مورد زباله‌گردها هم باید بگویم، زباله‌گردی یکی از مشکلات شهرداری هم هست که متاسفانه در سال‌های اخیر توسعه پیدا کرده است. پخش زباله‌ها برای یافتن مواد بازیافتی، کار نیروهای شهرداری را دوچندان می‌کند. با توجه به شیوع کرونا مسوولان متولی مکان‌های خریدار مواد بازیافتی را تا زمان کاهش خطر شیوع این ویروس تعطیل و یا مدیریت کنند. همشهریان هم در صورت مشاهده زباله‌گردها یا تذکر دهند و یا مراتب را به شهرداری اطلاع دهند چراکه ممکن است تماس این افراد با آلودگی‌ ویروس را به جامعه انتقال دهد.

 مسئله زباله‌گردها با نظارت و آموزش جدی گرفته شود

مهدی کریمی‌مشاور، مدیر مرکز بهداشت و درمان تویسرکان هم در این زمینه اظهار کرد: با توجه به وجود انواع و اقسام مواد زائد عفونی و غیر عفونی آلوده یا غیرآلوده در زباله‌ها، احتمال آلوده شدن افراد زباله‌گرد هست، کرونا در شرایط فعلی در سطوح مختلف از چند ساعت تا ۹ روز ماندگاری دارد. پس باید افراد زباله‌گرد حداقل اصول بهداشتی را رعایت کنند و یا زباله‌گردی را تا مدتی ترک کنند، به خطر نیفتادن سلامت و جان افراد باید در اولویت باشد چراکه شرایطی فعلی جامعه حساسیت بالایی دارد.

بر همین اساس ما کمپین «نه به مسافرت و دید و بازدید» را در ایام عید فعال کردیم، تاکید و توصیه ما لغو مسافرت‌ها برای کنترل و مهار زنجیره‌های انتقال کروناست، تا با عنایت پروردگار و عملکرد خوب این مسئله را به سلامت پشت سر بگذاریم.

باید کرونا را جدی بگیریم بنابرین اطلاع‌رسانی به افراد زباله‌گرد و فرهنگسازی در این زمینه یک ضرورت است، البته افراد زباله‌گرد باید آموزش ببینند و در صورتی که کار فرهنگی نتیجه نداد، باید برخورد قانونی شود. علاوه بر اینکه ما باید به سمت ایجاد بسترهای لازم برای ترویج و نهادینه شدن تفکیک زباله خشک و تر از منزل را آغاز کنیم شاید زمان‌بر باشد اما ضرورت دارد.

صنفی که به خریداران زباله‌ بازیافتی در مناطق مسکونی مجوز داده باید بر آن یک بازنگری داشته باشد چراکه اگر با شرایط فعلی مشکلی پیش آید کسانی که مجوز صادر کرده‌اند باید پاسخگو باشند. امیدواریم مسوولان شهرستان مسئله زباله، زباله‌گردها و خریداران غیر قانونی در مناطق غیر مسکونی را با جدیت تمام پیگیری کنند و دیگر فعالان این عرصه نیز نظارت و آموزش داده شوند.

البته تمرکز ما بر اطلاع‌رسانی و آموزش برای همه طیف‌ها از آغاز تاکنون بوده، به هراس و نگرانی نه گفته هوشیار باشیم و به توصیه‌های بهداشتی عمل کنیم همه موضوع را جدی بگیرند.

امیدواریم مسوولان با توجه به شرایط فعلی نگاه جدی‌تری به مقوله زباله‌گردها داشته باشند، هرچند حمایت از این قشر نیز موضوعی است که باید دیده شود چراکه در اغلب موارد موضوع معیشتی باعث می‌شود تا افرادی ناخواسته در کانون بیماری قرار گیرند و یا نسبت به آن بی‌توجه باشند.

منبع:فارس

انتهای پیام/

برچسب‌ها: 

دیدگاه شما

آخرین عناوین سایت