آخرین قیمت سکه و طلا
دکه روزنامه و نشریات
وضعیت آب و هوای همدان

خبرگزاری علم و فناوری

**

تاریخ : دوشنبه 27 اسفند 1397 ساعت 10:18   |   کد مطلب: 35536
گلبهار، آن پیرزن شیرین‌زبانی که در پشت خنده‌هایش غم دوری از پسر شهید و مفقودالجسدش را سال ها در دل نگه داشته بود و هر سال نزدیک عید تیان سمنو را باز می‌گذاشت و معتقد بود سمنو غذای سیدةالنساء است و تا زمان پخت سمنو ذکر می‌گفت و همین ذکرها بود که سمنوی گلبهار را خوش طعم و خوش عطر می‌کرد.

به گزارش نافع، وقتی نزدیک عید و چیدن سفره هفت‌سین می‌رسد حرف از سمنو به میان می‌‌آید، سمنویی که وقتی از کنار دیگش رد می‌شوی بویش مستت می‌کند و دلت می‌خواهد همان جا بنشینی و یک پیاله سمنو بخوری.

سمنو، یک نام آشنا و رفیق قدیمی سفره هفت سین ایرانیان است که برای فلسفه وجودی آن حرف و حدیث‌های زیادی در کتب و متون مختلف به زبان آمده، عده‌ای آن را نماد خیر و افزون شدن روزی و عده‌ای دیگر آن را نماد رویش و زایش زمین به خاطر وجود جوانه گندم که ماده اصلی و تشکیل‌دهنده آن است، می‌دانند.

معنی و علت هرچه باشد، ایرانیان از دیرباز رسمی را به نام سمنوپزان با آداب و رسوم خود داشته‌اند و هر ساله نزدیک عید افراد شناخته‌‌شده‌ای مشغول پختن سمنو می‌شدند و این رسم همچنان در اکثر شهرهای ایران پابرجاست.

در همدان نیز مانند دیگر شهر‌ها قبل از فرارسیدن بهار و نزدیک شدن عید نوروز سمنوپزان دیگ‌های بزرگ مسی را از پستوها و انباری‌ها بیرون آورده و از اسفند تا اواخر اردیبهشت که هوا هنوز معتدل است و هوا خیلی گرم  نشده مشغول پختن سمنو می‌شوند. سمنو برای مردم همدان فقط  تکمیل‌کننده سین سفره هفت عید نیست بلکه یک وعده غذایی بوده که در وعده صبحانه یا عصرانه مصرف می‌شود و خواهان بسیاری دارد.

 

یکی از سمنوپزان معروف همدان که 60 سال گندم سبز کرد و تیان سمنو را بار گذاشت، گلبهار بود، پیرزن شیرین‌زبان و خنده‌رویی که با سمنوی شیرینش کام همه را خوش می‌کرد و مشتری‌های خاص خودش را داشت و همیشه در جلوی درب خانه‌اش برای خرید سمنو صف می‌کشیدند و گلبهار با آن خنده همیشگی‌اش ملاقه به ملاقه ظرف مردم را پر می‌کرد اما هیچ کس نمی‌دانست در پشت این خنده‌های شیرین، غمی بزرگ در دلش نهفته است، غمی که 30 و چندی با روح او عجین شده بود، گلبهار غم دوری از پسر شهید و مفقودالجسدش، حمید رضایی‌خرم را در دل نگه داشته بود و خدا می‌داند برای پیدا شدن او چه نذرها که نکرده بود حتی برای پیدا شدنش چند تیان سمنو نذر کرده بود که اگر خبری برسد تیان تیان سمنو بین مردم تقسیم کند اما آبان همین سال عمر گلبهار تمام شد و خبری از حمید نرسید و گلبهار بی‌تاب از فراق فرزند خود به این دوری پایان داد و به وصال فرزندش رسید.

چند سال پیش نزدیک عید برای گرفتن مصاحبه در مورد پخت سمنو به دیدارش رفتم و او با رویی‌گشاده در اتاق ساده و تمیزش پذیرای من شد.

گلبهاری برایم گفت که 60 سال تمام سمنو پخته و به افراد زیادی هم سمنو پختن را یاد داده تا این غذای اصیل ایرانی با همه ترفندها و فوت و فنش از یاد نرود.

گلبهار جزو یکی از بنیانگذاران پخت سمنو در همدان بود و اعتقاد داشت این غذا، غذای سیدةالنساء است و برایم گفت که در 60 سال همیشه با وضو و توسل به فاطمه زهرا (س) تیان سمنو را بار گذاشته  و با کمک بقیه زنان فامیل و همسایه‌ها قرآن می‌خواندند و ذکر صلوات می‌گرفتند و واقعاً این غذا متبرک می‌شد به عطر صلوات و دعا.

گلبهار هرچند سال‌های آخر ناتوان شده بود اما بر کارها نظارت می‌کرد و تسبیح از دستش جدا نمی‌شد گویا از دور با ذکر و صلوات هوای سمنو را داشت و نمی‌خواست ذره‌ای از طعم معنوی سمنو کم شود. در آن گزارش گلبهار پخت کامل سمنو را مرحله به مرحله برایم توضیح  داد و من در آستانه نو شدن و سفره هفت سین چیدن که دیگر گلبهاری نیست برای اینکه یادی از او کرده باشم  چند خطی به آن گزارش  اشاره کرده‌ام...

گلبهار آن روز برایم تمام مراحل سمنو از خرید گندم بهاره در پاییز تا بار گذاشتن آن را توضیح داد و تمام زحماتی که در این سال‌ها بدون امکانات امروز برای پخت سمنو می‌کشیده است.

او برایم گفت که از قدیم اعتقاد داشتند که سمنو غذای سیدةالنساء است و زمانی که خودش توان داشته و تیان را بار می گذاشته همه خانم‌های فامیل و همسایگان را جمع می‌کرده تا هنگام پخت سمنو قرآن بخوانند و ذکر صلوات می‌گرفتند تا پخت سمنو تمام شود، بعضی افراد به سمنوی من اعتقاد دارند و حتی نذر می‌کنند، گاهی برای شفای مریض یا رفع گرفتاری سمنو می‌برند و در طول این سال‌ها هم دیدم که همین افراد بر حسب نیت قلبی‌شان از حضرت فاطمه(س) جواب گرفته‌اند.

هر وقت که تیان سمنو بار گذاشته می‌شود از فاطمه زهرا(س) می‌خواهم که همانطور که جواب دل خیلی‌ها را داده جواب من را هم بدهد و رد و نشانی از گمشده من بدهد تا دل من بعد از سال‌ها آرام بگیرد.

گلبهار آن روز با آن صبوری بی‌نظیرش گفت خیلی خوشحالم که من هم در رنگین کردن سفره هفت‌سین مردم در روز عید نقش دارم، خوشحالم در این دوره و زمانه که همه غذاهای قدیمی و سنتی را فراموش کرده‌اند، من با پخت سمنو این سنت را حفظ کرده‌ام. امیدوارم مردم با خوردن سمنو همیشه کامشان شیرین و دلشان شاد باشد و یادی از من بکنند.

آن روز بعد از گفت‌و گو با گلبهار فهمیدم چرا سمنوی او عطر و طعمش فرق دارد، گلبهار با عشق سمنو می‌پخت، با عشق ظرف‌های مردم را پر می‌کرد و این روزها جایش خیلی خالی است هر چند به قول خودش به افراد زیادی سمنو پختن را یاد داده اما واقعا عطر و طعم سمنوی گلبهار خاص و بی‌نظیر بود.
روحش شاد...

انتهای پیام/

برچسب‌ها: 

دیدگاه شما

آخرین عناوین سایت