دانلود نرم افزار موبایل اندروید ریکاوری
آخرین قیمت سکه و طلا
دکه روزنامه و نشریات
وضعیت آب و هوای همدان

 

 

 

 

***
SEO Services Glendale

تاریخ : شنبه 17 تیر 1396 ساعت 02:17   |   کد مطلب: 28000
پایگاه خبری_تحلیلی نافع در میزگردی اختصاصی با حضور یکی از اعضای هیأت علمی دانشگاه بوعلی سینا و مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان به تبیین هر چه بهتر زوایای مختلف سند 2030 پرداخته است.

 پایگاه خبری_تحلیلی نافع در میزگردی اختصاصی با یکی از اعضای هیأت علمی دانشگاه بوعلی سینا و مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان به تبیین هر چه بهتر زوایای مختلف سند 2030 پرداخته است.

 

 

در همین ابتدا صحبت را با پرسشی از دکتر رحیمی روشن آغاز میکنیم؛

 

مختصات و ویژگی های سند ۲۰۳۰ را بصورت مختصر و کاملا شفاف برای مخاطبان عام مردم توضیح دهید؟

 

در مورد سند 2030 باید مقداری عمیق تر نگاه کرد این سند یک سند فرهنگی بین المللی است که ریشه در سازمان های بین المللی و همچنین ریشه در فرهنگ کلی غربی دارد.

 

 جهان در قرن گذشته شاهد دعوایی بین کمونیست ها و لیبرالها و سرمایه داری بود. دعوایی برای تسلط بر جهان .

 

نماد بیرونی آن ستیز ، جنگ سرد بود در کنار جنگ سرد جنگ فرهنگی به نوعی ادامه داشت اما سرانجام با فروپاشی کمونیست نظام سرمایه داری یا نظام لیبرال دموکراسی احساس یک میدان بی رقیبی را داشت و دارد، بنابراین تمام ارزشها و باورهایی را که این نظام باور داردوجوه  مختلف آن را  میتوانید ببینید.

 

نظام‌ لیبرال دموکراسی مثل یک منشور عمل میکند که یک جسم است اما رنگ های نوری متفاوتی را از خودش می تاباند.

 

نظام لیبرال دموکراسی د‌ر حوزه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی یک هماهنگی و یک پیکر بندی  دارد که یک بعد بیرونی آن فرهنگی است این نظام در پی این است که جهان را با خود هماهنگ کند.

یعنی آن دعوایی را که بین کمونیست ها و لیبرال ها بود و هریک میگفتند ما جهان را بهتر میسازیم و بهشتی را که ادیان وعده داده اند خود ما در روی زمین ایجاد میکنیم اکنون با فروپاشی کمونیسم لیبرال دموکراسی رسالت خود میداند که ایجاد کند.

 

بنابراین اکنون با کنار رفتن کمونیسم، آن یکسان سازی که مد نظر لیبرال دموکراسی است با سرعت و شتاب بیشتری در حال جلو رفتن است.

 

گرچه اوضاع بر وفق مرادشان پیش نرفته است خصوصا ایالات متحده آمریکا که در رأس نظام سلطه است  آن چه که میخواسته به دست نیاورده است.

 

اما طبیعی است که آنها از فعالیت های خود دست برنمیدارند و بر نداشته اند و عمده جایی که میتوانند تاثیرگذار باشند حوزه فرهنگ است که با ابزار جنگ نرم، جنگ روانی و تهاجم فرهنگی سعی در شکل دادن به آن دارند.

 

سند ۲۰۳۰ یکی از گوشه های این پازل بزرگ است که ما چه کاری بکنیم که دیگران آنگونه که ما میخواهیم فکر بکنند.

چه کاری انجام دهیم که هزینه تسلط بر دیگران را کمتربکنیم و دستاوردها را بیشتر بکنیم.

 

 در جنگ سخت و جنگ نظامی هزینه بالا است و ریسک بالایی دارد و محکومیت بین المللی به دنبال آن است، مخالفت افکار عمومی داخلی و خارجی را به دنبال دارد.

 

 

اما در بعد فرهنگی همه اینها در پوشش کارهای عام المنفعه و انسان دوستی انجام میگیرد، تبلیغات غرب به نحوی است که در مورد سند 2030 حتی نخبگان و دولتی های خود ما هم تحت تأثیرقرار میگیرند و میگویند آنها کاری منفی نمیخواهند بکنند یک عده آدم های بسیار انسان دوستی هستند که فقط میخواهند نگاه یکسان و فرهنگی را ایجاد بکنند.

 

بنابراین ۲۰۳۰را بخشی از ابزار های تسلط نظام سلطه باید دید که اگر شما آن را پذیرفتید ناچارید در آن ریل گذاری که آنها برای شما انجام دادند حرکت کنید.

 بچه ها را آنگونه که آنها میخواهند و باور دارند تربیت کنید نتیجه آن هم در چند نسل آینده ثمر خواهد داد آنها هیچ عجله ای ندارند سرمایه گزاری بلند مدت دارند.

 


 

ما باید توجه داشته باشیم که فرهنگ منهای سیاست اصلا وجود ندارد همانطور که هنر منهای سیاست وجود ندارد هیچ هنرمندی را شما پیدا نمیکنید که منهای سیاست عمل بکند چه بخواهد و چه نخواهد در دایره مغناطیسی یک مکتب سیاسی و ایدئولوژی عمل میکند؛ مثل همین جهان فیزیکی که شما میبینید همه موجودات مادی در میدان جاذبه زمین قرار دارید از جاذبه زمین که خارج شدند ناچارا در میدان جاذبه یک سیاره دیگری قرار می گیرید، اینجا هم همین است هیچ هنرمندی را نمیتواند پیدا بکنید که فارغ از یک باور و یک مکتب عمل کند حتی اگر خودش هم باور نداشته باشد که در میدان مغناطیسی یک مکتب سیاسی عمل میکند.

 

از این رو این سند ابزار سیاست است ابزار تسلط است بنابر این ۲۰۳۰ را با این دید باید نگاه کرد آن خوش بینی هایی که خیلی از سیاستمداران ما در این مورد  دارند در واقع واقعیت عینی ندارد.

 

سوال این است که چرا اساسا دولت جمهوری اسلامی با وجود اینکه استقلال یکی از شعارهای اساسی انقلاب و نظام ما است به دنبال چنین سندی رفته است؟

 

 

نظام تسلط جهانی که به دنبال تاثیرگذاری است در چند دهه گذشته یارگیری زیادی را توانستند دربسیاری از کشورها انجام دهند خصوصا در ایران هم همینطور جریانهایی هستند که زائیده همان تفکر کلان هستند حتی هیچ ابایی ندارند از اینکه بگویند هیچ راه توسعه ای غیر از غربی شدن متصور نیست.

 

در برخی دولت های گذشته این نکته به صراحت گفته شد که راه توسعه دوتا است کمونیست وسرمایه داری، کمونیست که فروپاشید، نظام توسعه فقط لیبرالیست است و ما چاره ای جز طی این مسیر نداریم.

 

 

 

متأسفانه این باور در بخش هایی از جامعه مخصوصا نخبگان و جریانات سیاسی وجود دارد که هیچ راهی جز راه غرب رفتن نیست و چیزی به نام انقلابی بودن امری زود گذر و غیر تأثیر گذار تلقی می شود اینکه شما بتوانید به صورت مستقل عمل بکنید به سطحی از توسعه برسید حتی الگو شوید مورد قبول بخشهایی از جریانات سیاسی نیست.

 

یعنی آن بین تصوری که این جریانات در این زمینه دارند با تصوری که امام ،انقلاب، قانون اساسی و رهبر معظم  انقلاب دارد  کلی شکاف و فاصله است.

 

رهبر انقلاب میگویند که ما از چند مرحله باید بگذریم، مرحله انقلاب اسلامی، ایجاد نظام اسلامی، ایجاد دولت اسلامی، ایجاد حامعه اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی و ما تقریبا از مرحله اول و دوم گذر کرده ایم و در مرحله سوم گیر کرده ایم، شما این تصور راداشته باشید که انقلاب اسلامی به دنبال تمدن سازی نوین اسلامی در جهان است.

 

آن عده اصلا چنین باوری ندارند و اگر در شعارهایشان میگویند فقط به حالت زینت بخشی و برای  گذر از موانع است که مسیر مورد نظر خود را بروند.

 

بنابراین آن نفوذ که اشاره داشتیم وجود دارد این که چرا بخش هایی از نظام جمهوری اسلامی به دنبال سند ۲۰۳۰ میروند این است که سند را باور دارند نه اینکه آنها اصلا نمیدانستند و نمیشناختند که ۲۰۳۰ چیست  و نظام سلطه به دنبال چه چیزی است.

 

هر دو اعتقاد را خوب میشناسند اما به باور دوم اعتقاد ندارند یعنی باور ندارند که در برابر نظام سلطه باید مقاومت کرد و به خود وتوانایی های ملی متکی شد.

 

در  ۲۰ سال گذشته هر جایی که امکان داشته به آن سمت قدم برداشته اند و باعث شده اند  که راه رخنه باز شود و البته  عذرهای بدتر از گناه می آورند که ما این را پذیرفته ایم ولی الزام آور نیست .

 

خب این سوال در ذهن ها مطرح  میشود که چگونه این اتفاق امکان دارد؟ اگر قرار است بخش هایی از آن را که با اسلام مخالف است اجرا نکنید و بخش های دیگر که منافات ندارد را میخواهید اجرا بکنید آنها چه چیزهایی بوده است که ما خودمان نداشته ایم؟ (سالها دل طلب جام جم از ما میکرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد) خودشان اذعان دارند بخش هایی از آن با ارزشهای اسلامی قابل جمع نیست و میگویند بخش هایی دیگر را که ایرادی ندارد؛ اجرا میکنیم.

 

سوال این است که آیا ما این بخشهای به قول شما بی ضرر را نداریم!؟ کشوری با سابقه تمدن چند هزارساله که از ۷ تا ۳هزار سال است.
ما با این تاریخ و تمدن نمیتوانیم سند توسعه را خودمان بنویسیم و باید سندی عاریتی را با اذعان به اینکه بخشهایی از آن قابل اجرا نیست، بگیریم؟ بخش هایی را که قابل اجراست چیست که نخبگان ما ناتوان اند و نمیتوانند تهیه کنند؟ این توجیهات عذر بدتر از گناه است.

 

اجراکنندگان وامضا کنندگان این سند میدانستند که قضیه چه چیزی است و به طور غیر رسمی هم اجرایی کردنش را شروع کردند.

 

در اجرای این سند به نام خشونت زدایی ارزش زدایی اتفاق میافتد می روند سراغ کتابهای درسی، قهرمانهای ملی مثل حسین فهمیده ها و بابایی ها و... را بر میدارند این اتفاق را از این زاویه باید دید که آن نفوذ اتفاق افتاده است.

 یک عده این سند را میپذیرند و این موضوع در سایه غفلت عده دیگری اتفاق می افتد.

 

 در ادامه به بخشی از گفت و گوی خبرنگار نافع با مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان میپردازیم.

 

 

آیا فکر میکنید جنبش دانشجویی به وظیفه خود در مسئله سند ۲۰۳۰  درست عمل کرده است؟

 

در بحث جنبش دانشجویی چون موضوع سند بیشتر مربوط به دانشگاه فرهنگیان میشد بسیج این دانشگاه در این زمینه پیشتاز بود.

 

 

 دی ماه سال گذشته بود که اولین مصاحبه را بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان تهران بزرگ انجام داد یعنی قبل از ورود حضرت آقا به این مسئله حالا یکسری اقدامات در این خصوص انجام شد از جمله بیانیه  های کشوری که 75 بسیج دانشجویی دانشگاه های فرهنگیان در محکومیت سند  2030 ارائه دادند اما متاسفانه اگر حضرت آقا ورود پیدا نمیکردند ما هر کاری هم میکردیم  که بگوییم این سند برای کشور ضرر دارد گوش شنوایی برای شنیدن این حرف بسیج دانشجویی نبود.

 

 

جنبش های دانشجویی در دانشگاه های فرهنگیان عملکرد خوبی داشتند ولی در سایر دانشگاه ها چون اطلاع دقیقی از این سند نداشتند زیاد در اولویت کاری آنها قرار نداشت.

 

رفته رفته در اسفند ماه بود که بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و همچنین دانشگاه بوعلی نیز  وارد ماجرا شدند و همایش هایی در نقد سند 2030 برگزار کردند.

 

 

تا اینکه حضرت آقا ورود پیدا کردند بعد از اینکه حضرت آقا ورود پیدا کردند دیگر کل جو کمی برگشت هرچند تشکلهای غیر همسو دفاعیاتی را انجام میدادند اما بیشتر بحث سیاسی آن بود چون در آن برهه به دولت آقای روحانی لطمه میزد به دنبال این بودند که هرطور شده حتی کور از آن دفاع بکنند.

 

آگاهی نسبت به این سند در بین دانشجویان تربیت معلم و سایر دانشجویان را چگونه ارزیابی میکنید؟

 

متاسفانه اطلاعات دانشجویان نسبت به این سند خیلی سطحی است، صحبت که میشود سریع بحث های همجنس گرایی را مطرح میکنند در حالی که این موضوع یک بخش آن است و بزرگترین مسئله در این سند این است که ما آموزش و پرورشمان را به صورت یک سازمانی که از بیرون کنترل و نظارت می شود و سیاست های آن تعیین میشود در می آوریم و این استقلال آموزش و پرورش ما را زیر سوال می برد که از همه نظر این موضوع مهمتر است.

 

 

 ما وقتی یک سند تحول بنیادین داریم که از 85 روی آن کار انجام میشود و روی آن اندیشمندان ما مطالعه کردند و متناسب با فرهنگ دینی ایران و دین مبین اسلام تدوین شده است نیازی به سندهای خارجی نداریم که یک سری تعهداتی را برای ما بیاورد بتوانند از این تعهدات علیه ما استفاده کرده و بتوانند تهدیدات حقوق بشری بکنند.

 

پایان قسمت اول

انتهای پیام/

دیدگاه شما